دسته‌بندی موسیقی فارسی - موژان
صفحه اصلی | فهرست کلیه مطالب | تماس با نویسنده | نسخه موبایل | آر اس اس



 

البته بنده کاملا بی تقصیرم در این مطلب و همه چیز زیر سر دوست عزیزم


جناب جمال نقش عزیز است و این مطلبش :


http://naghsh.miyanali.com/592


که بنده را وسوسه کردند تا بیایم و از ستار مطلب بنویسم و  این چنین ترانه ای را هم بشنویم .



ستار (با نام اصلی عبدالحسن ستارپور) در ۲۸ آبان ماه ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. پدر ستار اهل آذربایجان روسیه است. او دوران نوجوانی خود را در شهباز تهران گذراند. ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند و کارشناسی را در رشته اقتصاد بین‌المللی از مدرسه عالی بازرگانی (در حال حاضر معروف به دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی) گرفت. او به زمینه‌های مختلف هنری و ورزشی به خصوص فوتبال علاقه‌مند بود و در تیم‌های فوتبال بازی می‌کرد. حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه‌مند و پیگیر فوتبال بود و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز گردید.

استعداد ستار و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد تا به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های موسیقی ایران تبدبل شود. محبوبیت ستار در سن ۲۲ سالگی با خواندن ترانه خانه به دوش که بر اساس سریال خانه به دوش (مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت. بعدها ستار ترانه‌های بسیاری از برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی را خواند .


 

 

 البته همیشه از ستار ترانه های بسیار زیبایی شنیده ایم و با ترانه هایش زیسته ایم . ترانه هایی مانند :


همسفر - همسر من - شازده خانوم - صدای بارون - قدم رنجه - مناجات - شام آخر - بت شکن  -


رقیب - جدایی و دهها و دهها ترانه زیبا و ماندگار دیگر .


 

 


 اما از بین ترانه های بسیار زیبای وی شخصا دوست داشتم که ترانه ی


" چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ؟ "


بر اساس شعر بسیار زیبای  " حمید مصدق  "  را  بشنویم ولی به دلیلی که در بالا ذکر کردم


به ترانه ی " نفرین " وی که یکی از جالبترین  ترانه هاست گوش می دهیم !


 آهنگساز : محمد ضربی


ترانه سرا : حسین حیدر


 

 


 برای شنیدن ترانه  بر روی فایل زیر کلیک کنید :


 



آرزو دارم که مرگت را ببینم ،

 بر مزارت دسته های گل بچینم

آرزو دارم ببینم پر گناهی ،

 مرده ای در دوزخی و رو سیاهی

جای اینکه عاشق زار تو باشم ،

 آرزو دارم عزا دار تو باشم

بهتر از هر عاشقی نازت کشیدم

، در عوض نامردمی ها از تو دیدم

هر کجایی راه خوش بختی نیابی ،

راحت و بی دغدغه هرگز نخوابی

هر کجایی آب خوش هرگز ننوشی ،

یا لباس عافیت هرگز نپوشی

جای اینکه عاشق زار تو باشم ،

 آرزو دارم عزا دار تو باشم

ای چپاول گر تو ای وحشی تر از ببر ،

وحشیانه هم بمیری گر کنی صبر

عاشقم کردی و رفتی از کنارم ،

 رنگ پاییزی کشیدی بر بهارم

ای پری و انس و جن با تو همه قهر ،

مرگ تو آیینه بندان می کند شهر

جای اینکه عاشق زار تو باشم ،

 آرزو دارم عزا دار تو باشم


 

 


آدرس دانلود ترانه به شکل mp3 :


http://s3.picofile.com/file/7965005799/NEFRIN_SATTAR.mp3.html


منبع زندگینانه : ویکیپدیا


 

 

 



 

 قبلا در آدرس زیر یک ترانه ی نایاب از گوگوش گذاشته بودم :


http://mujan.blogsky.com/1390/11/27/post-149/


و در همانجا نیز توضیح داده بودم که :


یک ترانه بسیار قدیمی از گوگوش را در نظر گرفته ام که در عین حال بسیار

 

کمیاب و شاید نایاب هم هست . این ترانه اسمش هست باغ انگور و یا

 

 اِئولَری مارالاندا ( خانه شان در مارالان ) .

 

این ترانه را من شخصا در سال 1379 به همراه ترانه دیگری به نام

 

 گفتم نرو به غربت از روی یک صفحه گرامافون به فایل mp3 تبدیل

 

کردم و همین موضوع بر کیفیت این صدا تاثیر بد دارد . والبته نتوانستم آنرا

 

در هیچ جای دیگر اینترنت نیز بیابم ... پس بالاجبار باید برای گوش کردن به

 

این ترانه ... کیفیت بد آن را نیزتحمل کنیم .

 

این ترانه ها را فکر میکنم گوگوش در 12-13 سالگی خوانده باشد .

 

 

 

و در همانجا نیز ترانه  باغ انگور و یا اِئولَری مارالاندا را شنییدیم که

 

خوشبختانه هنوز هم موجود است فایل فلش آن و باز هم میتوان شنید .

 

 

 

 

اما چنانچه می خواهیم ترانه دوم را بشنویم ، گفتم نرو به غربت

 

، چاره ای نداریم جز اینکه PLAY را بفشاریم در فایل FLV زیر !!

 

زیرا این ترانه نیز بسیار کمیاب و شاید نایاب باشد که در اینجا تقدیم

 

علاقه مندان به موسیقی فارسی و گوگوش مینمایم .

 

البته متن ترانه را هم از خود فایل صوتی پیاده کرده ام .

 


گفتم نرو به غربت ، ترک سفر کن


فکر سفر تو دیگر از سر بدر کن


از دوری و جدایی گفتم حذر کن


رفتی به شهر غربت بی یار و همدم


از بام من زدی پر همچو کبوتر


ترسم تو را نبینم یکبار دیگر


ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی


من مانم با رنج جدایی


من و تو کبوتر یک لانه بودیم


من و تو در عاشقی افسانه بودیم


من و تو از عشق هم دیوانه بودیم


پرزدی سوی صحرا از آشیانم


من مانده ام دور ازتو زار و ندانم


عزم سفرکنم یا اینجا بمانم

ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی


من مانم با رنج جدایی



البته قرار نبود در اینچنین ترانه هایی نایاب ، آدرس دانلود  قرار بدهیم. ولی با


این شکل FLV  ، قرار ندادنش خنده دار خواهد بود زیرا براحتی قابلیت


دانلود دارد . پس اینهم آدرس دانلود همین ترانه به شکل MP3  :


http://s3.picofile.com/file/7957588060/GOFTAM_NARO_BE_GHORBAT.mp3.html

 


منبع :


گرامافونی که  در سال 1379 از دوستی قرض گرفته بودم !!

 




 

هیچ توضیحی ندارم جز اینکه ....

چهار تراک از آلبوم بابایی را به هم وصل کردم . دوتا ترانه و دوتا دکلمه !

در اینجا همه را به شکل یک فایل با هم میشنویم .

اشعار دکلمه ها : مجتبی معظمی 

دکلمه : پروز پرستویی

خواننده : شادروان بیژن مفید 


 



و این توضیح البته ، که بعد از اتمام این فایل به این آدرس مراجعه بفرمایید


 برایترانه بعدی همین آلبوم و توضیحات لازمه :


http://mujan.blogsky.com/1391/11/28/post-253/






این ترانه را سالهاست که گوش میدهم و یکی از بهترین و انسانی ترین ترانه اهای این مرز و بوم می دانم .


پیشنهاد میکنم هرگز و هرگز آن را از دست ندهید .

همین ترانه ی " دو قمری " به همراه ترانه ی " ستاره " ی " بتی " در جمع ترانه های جاودانی


هستند که در دل من خانه کرده اند !



دو تا قمری مسافر با ما همخونه شدن


جون دادن تا عاقبت صاحب یک لونه شدن


لونشونو قمریا به قیمت جون ساختن


با هزاران تیکه چوب تو طاق ایوون ساختن


کودکم کودکم حرفاتو آهسته بزن


قمریا بیدار میشن از آدما بیزار میشن


این دوتا بی آزار وحشت از خطر دارن


طفل بی بال و پری رو زیر بال و پر دارن


این دوتا مرغ نجیب از کینه ها بر حذرن


اونا از خودخواهی ما آدما بی خبرن


کودکم کودکم راهتو آهسته برو


قمریا بیدار میشن از آدما بیزار میشن


قمریا بیدار میشن از آدما بیزار میشن...


آدرس دانلود همین کلیپ به شکل flv:

http://www.miyanali.com/vid/745197283044411487878488.flv?start=undefined


 

 




 

هرکسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا

وقتی به خواننده ای مانند مرضیه میرسیم ، من قفل میشوم در اجساسات و خاطره هایم و ...

پدر م و مادرم !

از همان بچگی ، مادرم همیشه ترانه های مرضیه را زیر لب داشت ...

و پدرم هر زمان که میخواست از خانه برود شروع به خواندن میکرد :

بی وفا ! بی وفا ، بی وفا رفتم که رفتم !! 

و به شوخی هم : اوووووووووووووو

اما مرضیه ترانه ای دارد که همیشه به این اندیشیده ام که این ترانه را برای من خوانده است ! در مورد من !


من همان طاووس مستم چتر خود نگشاده بستم

ترانه ای که هر بار به آن گوش داده ام در خود رفته ام و چشمانم دنبال سرابی را گشته است که در وجه


مشترک من و طاووس و شاید هم خود مرضیه ، به سیرابی رسیده است !


ترانه ای که پیشنهاد میکنم حتما و جتما آن را گوش داده و به بیکران احساسات انسان گریز بزنید ! 


و از موسیقی بی نظیر آغازین این ترانه را هم لذت ببرید .


آهنگی از پرویز یاحقی بر اساس شعری از معینی کرمانشاهی و جادوی صدای مرضیه


ترانه ی طاووس !


 




در کنار گلبنی خوشرنگ و بو طاووس زیبا


باپر صدرنگ خود مستانه زد چتری فریبا


از غرورش هرچه من گویم یک از صدها نگفتم


نکته ای در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم


تاج رنگینی به سر داشت، خرمنی گل جای پرداشت


در میان سبزه هرسو، بی خبر از خود گذر داشت


هر زمان بر خود نظر بودش سراپا


نخوتش افزون شد از آن چتر زیبا


بی خبر از کار دنیا


من که مفتون هر نقش و جمالم


هر زمان پابند یک خواب و خیالم


خوش بودم گرم تماشا


چو شد زشور او فزون غرور او پای زشتش شد هویدا 


هر کسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا


چو غنچه بسته شد پرش شکسته شد تا بدید آن زشتی پا


هرکسی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا


من همان طاووس مستم چتر خود نگشاده بستم


یک جهان ذوق و هنر هستم ولی با صد دریغا


سینه ای بی کینه دارم روح چون آیینه دارم


گنج شعر و شور و حالم اینهمه نقدینه دارم


جلوه ی آن مرغ شیدا گفته جان پرور من


پای آن طاووس زیبا این دل بی دلبر من

 



آدرس دانلود همین ترانه به شکل mp3 :


http://s3.picofile.com/file/7911821498/marzieh_Tavous.mp3.html


آدرس دانلود همین ترانه به شکل FLV :

http://www.miyanali.com/vid/280680729934862328240469.flv?start=undefined

 

 

 





در مطلب قبلی  از بیژن مفید گفتیم و اشاره شد به نمایشنامه شهر قصه !

      

اما نمیتوان از شهر قصه سخن گفت  و از تک گویی فوق العاده ی آغاز پرده دوم سخن نراند .

  یک تک گویی  نوستالژیک فوق العاده زیبا و بینهایت خاطره انگیز که قلم توانای بیژن مفید تراوید !

آنجا که چشمها را باید بست و آن را شنید و لذت فراوان برد !

 

 

این تک گویی ( مونولوگ ) را البته که صدا و ایفای با احساس و رسای هنرمندی بزرگ به جاودانگی

  رسانید که در این نمایشنامه ، نفش خر خراط را به عهده گرفته بود ! محمود استاد محمد .

           

  محمود استاد محمد در سال ۱۳۲۹ در محله دروازه دولاب تهران به دنیا آمد. وی فعالیت نمایشی خود را

  در نوجوانی پس از آشنایی با استادش محمد آستیم و سپس نصرت رحمانی و عباس نعلبندیان و با بازی در

  نمایش های بیژن مفید و عضویت در آتیله تئاتر آغاز کرد و در سال ۱۳۴۷ با بازی در نمایش

  «شهر قصه» (در نقش خر خراط) به شهرت رسید. وی همچنین در سال ۱۳۴۸ در نمایش

  «نظارت عالیه» به کارگردانی ایرج انور به ایفای نقش پرداخت. وی پس از انحلال آتیله تئاتر، در سال

  ۱۳۵۰ به بندر عباس سفر کرد و در آنجا گروه نمایشی «پتوروک» را تشکیل داد. وی در سال ۱۳۵۱

   دوباره به تهران مراجعت نمود.

   تا سال ۶۴ در ایران ماند و براى تلویزیون، نمایش کار کرد، سریال هم نوشت. «زیرسایه همسایه» از

  همان دسته است و نمایش «گل یاس» و ده نمایش دیگر که کارکرد و اجرا نشد. کارکرد و ضبط نشد. 

  کارکرد و دور ریخته شد. نزدیک به چهل سال داشت که دور از وطن شد و مهاجر  در یونان، اسپانیا و

  کانادا. در سال های غربت نشینی کمی کار کرد ازروزنامه نگارى تا نوشتن یک مجموعه قصه  و

  نمایشنامه آخرین بازی. سال ۷۷ برای احیای مجدد در عرصه تئاتر به ایران بازگشت .

   خر خراط  پرده دوم «شهر قصه» با یک قطعۀ مونولوگ یا تک‌ گویی شروع می‌شود که در واقع  به‌

صورت مستقل و جدا از بافت و ساختار کلی نمایشنامه است. آنجا که «خر» شهر قصه پیش میمونِ 

   عریضه‌ نویس، دارد نامه‌ای را دیکته می‌کند. «آره! داشتیم چی می‌گفتیم؟ بنویس!» تکیه کلامی که او در

   این واگویه به کار می‌برد یعنی «حالیته؟» را بعدها در بسیاری از متن‌ها و قطعه‌های نمایشی و

  به‌خصوص در ترانه‌های ایرانی به کار گرفتند که هنوز هم کاربرد دارد و شنیده‌ایم و می‌شنویم. این صدا

و اجرای استادانه از آنِ «محمود استادمحمد» است که ایفای نقش «خر» را به عهده دارد.

 

 

آره . . . داشتیم چی می‌گفتیم. . ؟ بنویس:

ما رو دیوونه و رسوا کردی. . . حالیته؟

ما رو آوارۀ صحرا کردی. . . حالیته؟

آخه مام واسه خودمون معقول آدمی بودیم

دستِ‌کم هر چی که بود آدم بی‌غمی بودیم. . . حالیته؟

سر و سامون داشتیم

کس و کاری داشتیم.

ای دیگه . . . یادش بخیر!

ننه‌مون جوراب‌مونو وصله می‌زد.

ما رو نفرین می‌کرد.

بابامون، خدا بیامرز

سرمون داد می‌کشید

به‌همون فحش می‌داد

با کمربند زمونِ احباریش پامونو محکم می‌بست

ترکه‌های آلبالو رو کفِ پامون می‌شکست. . . حالیته؟

یادِ اون‌روزا بخیر!

چون بازم هر چی که بود،

سر و سامونی بود. . . حالیته؟

ننه‌ای بود که نفرین بکنه

بعد نصفه‌شب پاشه لحاف رو آدم بکشه

که مبادا پسرش خدا نکرده بچّاد،

که مبادا نور چشمش سینه پهلو بکنه. . . حالیته؟

بابایی بود که گاه و بی‌گاه

سرمون داد بزنه،

باهامون دعوا کنه،

پامونو فلک کنه،

بعد صبح زود پاشه ما رو تو خواب بغل کنه

اشگ‌های شب قبلو که روی صورتمون ماسیده بود،

کم‌کمک با دستای زبر خودش پاک بکنه. . . حالیته؟

میدونی؟

بابامون چن سالِ پیش

عمرشو داد به شوما

ـ هر چی خاکِ اونه عمر تو باشه ـ

مَردِ زحمتکشی بود. . .

خدا رحمتش کنه.

ننه هم کور و زمین‌گیر شده،

ای دیگه. . . پیر شده.

بیچاره. . . غصۀ ما پیرش کرد،

غم رسوایی ما کور و زمین‌گیرش کرد. . . حالیته؟

اما راسش چی بگم؟

تقصیر ما که نبود،

هرچی بود، زیر سر چشم تو بود.

یه کاره تو راه ما سبز شدی

ما رو عاشق کردی

ما رو مجنون کردی

ما رو داغوون کردی. . . حالیته؟

آخه آدم چی بگه، قربونتم

حالا از ما که گذشت

بعد از این اگه شبی، نصفه‌شبی،

به کسونی مثِ ما قلندر و مست و خراب

تو کوچه برخوردی

اون چشا رو هم بذار

یا اقلا دیگه این ریختی بهش نیگا نکن.

آخه من قربونِ هیکلت برم

اگه هر نیگا بخواد اینجوری آتیش بزنه

پس باهاس تموم دنیا تا حالا سوخته باشه!

 

   منبع زندگینامه :

 http://talkhzibast.persianblog.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF

  دانلود :http://mujan.persiangig.com/audio/tak%20gooyi.mp3

 

 






 

نه دیگه ! نه دیگه ! نه دیگه این دل واسه ما دل نمیشه !

نخستین بار این ترانه را از زبان یک موش عاشق  در نمایشنامه شهر قصه شنیدیم .

 

 

نمایشنامه ای که بزرگمرد تئاتر ایران بیژن مفید ساخته و خوانده بود .

 

 

 بیژن مفید در نهم خرداد ماه سال 1314 خورشیدی در تهران به‌ دنیا آمد. پدرش غلامحسین خان نیز

  از هنرپیشگان تئاتر بود. او بعد از اتمام  تحصیلات دبیرستانی، دورۀ هنرپیشگی را به‌پایان رساند و  سپس

 در رشتۀ زبان و  ادبیات انگلیسی به ادامۀ تحصیل پرداخت. در این دوران او به عنوان دستیار استادان و

 کارگردانان آمریکایی، دوره‌های آموزش تاتر و نمایشنامه نویسی را در دانشگاه تهران تدریس و اداره

 می‌کرد. در همین زمان کارگردانی چند نمایش را به عهده داشت و خود نیز در چند اثر از جمله

 نمایشنامۀ باغ وحش شیشه‌ای اثر تنسی ویلیامزبه ایفای نقش پرداخت.

 بیژن مفید از همان سال‌های تحصِل در دبیرستان به فعالیت تئاتری پرداخت. بین سالهای 1344 و 1345

 گروه تئاتری از اعضای کاملا آماتور تشکیل داد و نام آن را آتلیه تئاتر گذاشت.

 در سال 1348 با تلاش آربی آوانسیان و همکاری و همت ایرج انور، شهرو خردمند، عباس نعلبندیان و

 بیژن صفاری، کارگاه نمایش در تهران بنیان گذاشته شد. مجتمعی که بسیاری از بهترین هنرپیشگان تاتر

  ایران در آنجا آموزش دیده‌اند.

 برای اولین بار در تاریخ تاتر ایران سه نسل بازیگر در برنامه‌های مختلف این مجموعه منسجم در عرصه

 نمایش و تاتر به فعالیت پرداختند.

 از بازیگران توانایی که در بازی‌ آثاری که بر صحنه «کارگاه نمایش» به اجرا درآمد نقش‌آفرین بودند

 می‌توان از لرتا [هاپرایتیان ـ نوشینفردوس کاویانی ، فهیمه راستکار ، سوسن تسلیمی ، شکوه نجم آبادی

  و صدرالدین زاهد  و  رضا ژیان  نام برد.

 بیژن مفید نیز همراه با داوود رشیدی ،  مریم خلوتی ،  آشور بانی‌بال بابلا  و  اسماعیل خلج  از جمله

 کارگردان‌های ثابت نمایش‌هایی بودند که در این کارگاه به اجرا در می‌آمد.

 اولین اثری که در کارگاه نمایش به اجرا در آمد، نمایشنامۀ  شهر قصه  بود که به مدت نود و یک روز در

 تهران و دیگر شهرهای مختلف ایران از جمله آبادان و مسجدسلیمان به روی صحنه رفت.

 بیژن مفید در 21 آبان 1363 ، دو سال بعد از ورودش به لوس آنجلس درهمانجا درگذشت !

 

  اما نمایشنامه دیگری به نام ماه و پلنگ ، شاهکاری بی بدیل است از بیژن مفید و یک عاشقانه بی نظیر

  و عالی که شخصا این نمایشنامه را آن اندازه دوست می دارم که هر گز از گوش کردن به فایل صوتی

  آن سیر نمیشوم . دیالوگهالی بی نظیر این نمایشنامه سر شار از عاشقانه ترین احساستی است که میتواند

  بر زبان جاری شود !

  عاشقانه ای که پیشنهاد میکنم هر کسی آن را پیدا کرده و در دریای احساسات بیکرانش غوطه ور شود !

 

 اما امروز بنا داریم به  یک ترانه  از ترانه های شهر قصه گوش دهیم  به نام :

 نه دیگه این واسه ما دل نمی شه


با صدای خود  بیژن مفید

 


 
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

هر چی من بهش نصیحت می کنم

که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه

          می گه یا اسم آدم دل نمی شه          

یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه

بهش می گم جون دلم   

این همه دل توی دنیاست چرا؟

یک کدوم مثلِ دلِ خراب صاحب مرده ی من

پاپی زنهای خوشگل نمی شه

  چرا از این همه دل    

یک کدوم مثلِ تو دیوونه ی زنجیری نیست

یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه

  می گه یک دل مگه از فولادِ    

که تو این دور ُ زمونه چِشِشُ هم بذاره

 هیچ چیزی نبینه       

یا اگر چیزی دید ، خم به ابروش نیاره

می گه آخه بابا جون     

اون دل فولادی  

دست کم دنبال کیف خودشه

دیگه از اشک چشش   

زیر پاش گل نمی شه

          می گه هر سکه می شه قلب باشه          

اما هر چی قلب شد ، دل نمی شه

           نه دیگه ، نه دیگه              

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

   چند سال  پیش آلبومی به بازار امد به نام بابایی همراه با دکلمه های زیبای پرویز پرستویی  

  وترانه های  بیژن مفید و از جمله همین ترانه  !

 

    منبع زندگینامه : http://www.parand.se

   دانلود : با توجه به اینکه این ترانه در آلبوم بابایی و در بازار ایران موجود است ،

                                      از درج آدرس  دانلود معذورم !

 



 

امروز میهمان یک ساعت موسیقی ناب ایرانی خواهیم بود !

یک ساعت آواز زیبای دلنواز !

اما سرورانم دقت بفرمایند که حجم این فایل بالاست و شکیبایی  برای لود شدن آن  لازم  است !

گلچین هفته

 

گلچین هفته نام برنامه ای است 117 شماره ای (بعضی بر این عقیده اند که شماره 117  از رادیو پخش

نشده ) که در سالهای آخر  دوران پهلوی از رادیو ملی پخش می شده است.در این برنامه که هر هفته

جمعه ساعت 9  صبح از رادیو پخش می شده، به باز سازی تصنیف های قدیمی و در آن با اساتید قدیمی

مصاحبه های شده که قابل توجه می باشد. هرچند  بعضی ترانه ها یا آوازها در برنامه های متوالی

تکرار شده (بعضی ترانه ها ، حتا  در بیش از 13 برنامه !!) ولی چیزی از زیبایی این مجموعه نمیکاهد

در این  مجموعه برنامه گروهای موسیقی (گروه شیدا، سماعی، پایورو....) آن زمان بصورت گسترده

شرکت دارند. از خواننده های اصلی این برنامه که دارای بیشترین آثار در بین خوانندگان می باشند می شود

از استاد بنان - بانو مرضیه - سیما بینا - شجریان و...نام برد !

 

چیزی برای گفتن نیست ! هیچ !

جز اینکه گوش بسپاریم و لذت ببریم از این آلبوم موسیقی ناب !

با آوازهایی از :

 نادر گلچین - مرضیه - شجریان - پوران -عبد الوهاب شهیدی - مرشد مرادی

و سیما بینا


برای شنیدن این موسیقی ناب ادامه مطلب را کلیک کنید .

 

ادامه مطلب ...



  

       وقتی از ترانه فارسی سخن می رانیم . برخی نامها هستند که همیشه جاویدند

          و فراموش نشدنی . مانند خواننده بزرگ این مرز و بوم ، الهه

  الهه خواننده ای فراموشی ناپذیر است برای ما .

  خواننده ای که با ترانه هایش و با صدای جادوییش ، جاودانه شد .

  خواننده ای که هنر خوانندگی را به زیبایی تمام به معنی نشست .

 الهه نزدیک به پنجاه سال در عرصه موسیقی ایران فعال بود و بیش از یکصد قسمت

 از مجموعه قدیمی و مشهور برنامه گل‌ها را در رادیو ایران اجرا کرد.

 نخستین پخش رسمی صدای الهه با نام پریچهر در فیلم «مردی که رنج می‌برد» بود

 که در سال ۱۳۳۶ اکران گشت .

 الهه در طول دوران خوانندگی خود با آهنگسازانی مثل پرویز یاحقی و همایون خرم

 و نیز تعداد زیادی از شاعران و ترانه سازان مشهور همکاری کرد.

 الهه در طول فعالیت هنریش بیش از ۷۰۰ ترانه اجرا کرد.

 وی سه ماه قبل از مرگ به ایران بازگشت، و در روز چهارشنبه ۲۴ مرداد ماه

 ۱۳۸۶  در بیمارستان پارسیان تهران به علت ابتلا به سرطان کبد در گذشت.

 از الهه ترانه های بسیار زیبایی به یادگار داریم . ترانه هایی جاوید مانند :

 داد از-  تو دل من - گفتگو - مجنون - راز زندگی - نامهربون - ناله نکن ای ساز

 مرغک من ، ای کبوتر من - رفته بودی زشهر من - ساقی - آسمون - پونه ها

 عشق دیگر - آشنا - گیسو - تو و گلها - بی ترانه - زلف یار - طوطی - بود و نبود

 سکوت صحرا - ملکه گلها - رفتم - آمد اما .. - درد بی درمان - کعبه دلها و ...

 دهها و دهها ترانه دیگر .

       اما امروز ترانه ای از الهه میشنویم با نام چگونه می خندم ؟

  این ترانه یک ترانه دوصدایی است که الهه به همراه عماد رام خوانده است .

  دو صدای زیبا و افسونگر جاوید ، در یک ترانه فوق العاده زیبا .

میان جمع ام من ولی دلم تنهاست

لبم چو گل خندان دو دیده ام دریاست

لب از برون خندد و دل از درون گرید

زبرق چشمانم نشان غم پیداست

تو شاهدی ای غم

چگونه می خندد گلی که پژمرده

دل من است آن گل که از جفا مرده

زمن چه می پرسی که از چه می نالم

همیشه می گرید دلی که افسرده

تو شاهدی ای غم

میان جمع ام من ولی دلم تنهاست

لبم چو گل خندان دو دیده ام دریاست

لب از برون خندددل از درون گرید

زبرق چشمانم نشان غم پیداست

تو شاهدی ای غم

چگونه می خندد گلی که پژمرده

دل من است آن گل که از جفا مرده

زمن چه می پرسی که از چه می نالم

همیشه می گرید دلی که افسرده

تو شاهدی ای غم

  و البته یک ترانه استثنایی دیگر نیز از الهه در اینجا خواهیم شنید . ترانه ای

  که هرکسی نمیتواند آن را بخواند . ترانه ای که گاه آنچنان سرعتی میگیرد که

  خواندن آن تنها و تنها از عهده ی هنرمندی چون الهه می تواند بر بیاید .

        ترانه استثنایی موش و گربه که در اینجا فایل آن را قرار میدهم .

  لطفا بعد از شنیدن ترانه فوق ، با قطع صدای آن  از فایل زیر استفاده فرمایید :

موش و گربه

 

  دانلود ترانه چگونه می خندم ؟

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mujan.persiangig.com/audio/chegoone%20mikhandam.mp3

  دانلود ترانه موش و گربه :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mujan.persiangig.com/audio/Elahe%20-%20Mush%20o%20Gorbe.MP3

  منبع زندگینامه: ویکیپدیا




زمانی که به موسیقی فارسی گوش می دهیم ... زمانی که ترانه بخشی از احساسات

ما را تشکیل می دهد... و زمانی که موسیقی ماندگار فارسی را در نظر می گیریم ...

به صدای جاودانه ای می رسیم که سالهای سال الگوی خوانندگی بوده و نوازشگر

احساسات ملت ایران . صدای همیشه ماندگار بانو دلکش !

عصمت باقرپور بابُلی درسال 1304 در  یک خانوادهٔ پراولاد به‌دنیا آمد و در

۱۲ سالگی به تهران فرستاده شد تا نزد خواهرش زندگی کند. در تهران، آموزگار

موسیقی مدرسه ظهیرالدینی به صدای رسایش پی برد و او را به روح‌الله خالقی

موسیقیدان سرشناس آن زمان معرفی کرد. عبدالعلی وزیری دیگر موسیقیدان

سپس مأموریت یافت تا این استعداد جوان را با زیر و بم موسیقی سنتی آشنا کند.

در همین اوان وزیری به خاطر گیرایی و جذبهٔ صدا نام هنری دِلکَش را برای

عصمت برگزید. بانو دلکش در خاطراتش با اشاره به چگونگی گرایش خود به هنر

آواز و خوانندگی از دوران کودکی خود هم یاد کرده‌است. دورانی که بعدها در

ترانه‌ای نشست. بانو دلکش پس از گذراندن یک دوره آموزشی نزد عبدالعلی وزیری

به‌ تدریج با دیگر استادان موسیقی هم آشنا شد و همکاری با آنها را پی‌گرفت.

مهدی خالدی اما در ساخت ترانه‌های دورهٔ نخست هنری بانو دلکش سهم بیشتری

بر دوش داشت. این همکاری از ۱۸ سالگی بانو دلکش آغاز شد و تا سی و یک

سالگی ادامه یافت. ازدواج با شاپور یاسمی فیلمساز، بانو دلکش را به سینما هم

کشاند و در مجموع در ۱۰ فیلم ظاهر شد، فیلمهایی که گرچه سرگرم کننده بودند

ولی در ردیف آثار تأثیرگذار سینمای ایران قرار نمی‌گیرند. هنر آواز بانو دلکش

اما بر عکس تأثیرگذار بود و بسیاری از خوانندگان جوان از دهه ۴۰ خورشیدی

به بعد را به سوی خود کشید. یکی از این خوانندگان هایده که در جایی گفته بود:

«من خواندن آواز و تصنیف را در واقع از طریق رادیو و شنیدن صدای بانوی

آواز ایران خانم دلکش آموختم.»

او خواننده ای با  صدای آلتو بود که در دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ خورشیدی در

زمینهٔ موسیقی دستگاهی و پاپ ایران فعالیت داشت.

دلکش خود نیز آهنگ می ساخت البته با نام مستعار  نیلوفر .

ساز شکسته  یکی از آهنگهائی است که او خود ساخته و خوانده است .

از ماندگارترین تصنیف‌های دلکش می‌توان به تصانیف زیر اشاره کرد.

به کنارم بنشین، یاد کودکی، آتش کاروان، بازگشته، سفرکرده، بر تربت حافظ،

ساز شکسته شعر از محمود ثنایی، می‌گذرم، پربسته، گردباد، آمد با دلجویی،

یاد من کن، بردی از یادم (دو صدایی با ویگن)، آمد نوبهار، اسیر دام تو، سایه،

پشیمان شدم، آه بی اثر، بیقرار، از یاد رفته، بدرقه، مهمانت کنم، تمنای عاشق و....

اما یکی از بهترین و زیباترین ترانه های دلکش ترانه بسیار زیبایی است با نام

عاشقم من . ترانه ای جاودانه و زیبا که همیشه می توان آن را زمزمه کرد و در

احساس ناب آن غوطه ور شد .

 

عاشقم من – دلکش


عاشقم من

عاشقی بی قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

عاشقم من عاشقی بی قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای مه آرزومندم

بر تو پابندم

از تو وفا خواهم

من ز خدا خواهم

تا به رهت بازم جان

تا به تو پیوستم

از هم بگسستم

بر تو فدا سازم جان

عاشقم من عاشقی بی قرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای مه آرزومندم

بر تو پابندم

خیزو با من در افقها سفر کن

دل نوازی چون نسیم سحرگاه

ساز دل را نغمه گر کن

همچو بلبل نغمه سر کن

نغمه گر کن

همچو بلبل نغمه سر کن


منبع زندگینامه : ویکیپدیا

آدرس دانلود :

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mujan.persiangig.com/audio/Ashegham%20Man%20-%20delkash.mp3

 




هایده یکی از خوانندگان بسیار محبوب ایران بود . با صدایی خاطره ساز

و ترانه هایی خاطره انگیز . ترانه های به یاد ماندنی هایده در اذهان نقشی

فراموشی نا پذیر بر خود گرفته اند .

 

بهارتازه از راه رسیده و نوروز را با ترانه هایی زیبا از هایده آغاز می کنیم .

 

دو ترانه بسیار زیبای بهاری از هایده به نامهای بهار و نیز ترانه بسیار زیبای

 

سال .ترانه هایی بسیار زیبا و... البته سازگار با حال و روز امروزمان !

 

 

 

 

هایده در تهران متولد شد. نام اصلی او معصومه دده بالا بود.خواهر کوچک‌تر او، مهستی

نیز از خوانندگان معروف ایرانی است که حدود سه سال پیش از هایده خوانندگی را آغاز کرد.

هایده در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجویدی که

بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای ترانه «آزاده» با ارکستر

بزرگ گلها در رادیو تهران آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر ازتجویدی و

دیگرآهنگسازان در برنامه گلها، از نخستین سال‌های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ

علاقه‌مند شد که بیشتر از ساخته‌های فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و

 انوشیروان روحانی بودند.هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب ایران را

به مقصد بریتانیاترک کرد.هایده در روز ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه ۱۳۶7 فردای

اجرای کنسرت درباشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو، بر اثر سکته قلبی درگذشت .

 

 

 

ترانه سال

هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

وای دل چه خونه

ازکار این زمونه

حسرت کشیدن

سخته خدا میدونه

وای وای خدایا

دل زده از خوشی ها

با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه

هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

وای دل چه خونه

ازکار این زمونه

حسرت کشیدن

سخته خدا میدونه

وای وای خدایا

دل زده از خوشی ها

با هم چه آتش زدیم ما به آشیونه

هنوز به یاد خونه همه دلامون خونه

هرگز باورنداشتیم دنیا این جور بمونه

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

سال سال این چند سال

امسال پارسال پیرار سال

هر سال میگیم دریغ از پارسال

 


ترانه بهار

بهار،بهار باز اومده دوباره
 
باز تموم دلها چه بیقراره
 
اما برای من دور ز خونه
 
بهارا هم مثه خزون میمونه
 
بهار خونه بوی دیگه داره
 
هوای خونه همیشه بهاره
 
اما برای من دور ز خونه
 
بهارا هم مثه خزون میمونه
 
خونه هزار،هزارتا یاد و یادگاری داره
 
بچگی و قلک و عیدی به یادم میاره
 
گلدون و یاس رازقی
 
بنفشه های باغچه
 
آینه و شمعدون جهاز مادر تو طاغچه
 
بهار،بهار باز اومده دوباره
 
باز تموم دلها چه بیقراره
 
اما برای من دور ز خونه
 
بهارا هم مثه خزون میمونه
 

 

منبع زندگینامه : ویکیپدیا
دانلود ترانه بهار :
دانلود ترانه سال:

http://www.4shared.com/mp3/31lw2wRA/file.html

 




 رستنی‌ها کم نیست،

من و تو کم بودیم؛

خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم.

گفتنی‌ها کم نیست،

من و تو کم گفتیم؛

مثل هذیان دم مرگ

از آغاز

چنین درهم و برهم گفتیم.

دیدنی‌ها کم نیست،

من و تو کم دیدیم؛

بی‌سبب از پاییز

جای میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.

این شعر بینهایت زیبا را که با صدای فرهاد شنیده ایم ...

شهیار قنبری سروده است .

شهیار قنبری بیش از هر چیز شاعر و ترانه سرایی بزرگ است . او شهرتش

را مدیون ترانه هایی بسیار زیبایی است که برای گوگوش و داریوش و فرهاد

و دیگران ساخته است . اشعاری که میسراید بسیار دلنشین هستند و صد البته

عمیق و قابل تامل. و صدایی آرام که چونان جویباری در گوشت زمزمه میکند .

در شعر خوانی و یا نغمه سرایی .

بسیار دوست دارم صدایش را . و بسیار دوست میدارم ترانه هایش را .

همان اندازه که دکلمه های فوق العاده اش را دوست میدارم .

یکی از بهترین وشاید مهمترین ترانه هایی که او سرود واسفدیارمنفردزاده

موسیقی آن را نوشت ترانه ای به نام جمعه . که فرهاد خواند.

شهیار قنبری به سال۱۳۲۹ - روز ششم مرداد تابستانی در خانواده‌ای اهل هنر

به دنیا آمد. کار ادبی را ازنوجوانی آغاز کرد و در آن زمان برای نشریه اطلاعات

کودکان داستان کوتاه می‌نوشت، گاه نیز اشعاری می‌سرود. سپس برای ادامه تحصیل

در رشته ادبیات به کمبریج رفت, و در میانه ی دهه ی ۶۰ میلادی..دراوج تب و تاب

این دهه- دهه ی شگفت انگیز در تمامی زمینه ها, به ویژه صحنه و زمینه ی هنر که

آتشفشان, شعر و رنگ و شعور و نور.. و آزادی! و نسل جوان تمامی صحنه ها را

اشغال کرده بود, به ایران بازگشت. شهیار پس از بازگشت به ایران سرودن ترانه را

آغاز کرد...!( بر خلاف پدر که میخواست پسرش آرشیتکت شود و نه آرتیست.. و

این حرف را داشت که : هنرمندان در جامعه ی ایران سرنوشت درخشانی ندارند...

که فضای هنر نیست این جامعه..!) شهیار جوان اما به عشقش پرداخت.! و نخستین

ترانه یی که نوشت "دیگه اشکم واسه من ناز میکنه" بود! ولی نخستین ترانه ،

"ستاره آی ستاره" با صدای گوگوش بود که ازرادیو پخش میشود...و پس از چند

ترانه ی دیگر "دیگه اشکم واسه من ناز میکنه"با موسقیی از اسفندیارمنفرد زاده

و صدای گوگوش جوان پخش میشود بر رادیو..! شهیار قنبری با ترانه قصه دو ماهی

با آهنگسازی بابک افشار به دلیل نوآوری در واژه و مضمون، سرآغاز ترانه نوین

فارسی و ترانه مدرن ایران است و اورا ترانه سرای نوین ایران زمین می نامند. این

نکته را شاعرانی نظیر اردلان سرفراز تأیید کرده‌اند.

شهیار قنبری :

قصه ی دو ماهی میلاد من است. بند ناف ترانه من این چنین بریده میشود..!

همکاری شهیار و واروژان در حقیقت شروع دوران دیگری از زندگی هنری وی

است. نخستین ترانه این دوبا عنوان بوی خوب گندم با اجرای داریوش خواننده معترض

ایرانی باعث شد تا خواننده، آهنگساز و شاعرهر سه به زندان بیافتند.!

شهیار قنبری :

راستی ما چرا آنجا بودیم؟ما که فقط ترانه می نوشتیم و تو( واروژان ) را داشتیم و

دریای صداهای خوش رنگ را..!

و شاعر میگوید از رفیق دلتنگی ها و تشنگی ها:

امروز که بی تو, بر ما هزار سال گذشته است, حتی نمی توانم از سنگینی این غیبت

بزرگ بنویسم. واژه ها, نیروی موسیقی را کم دارند. واژه های من تو را کم دارند!

 

واروژانِ من..! مرد سازها و آوازها..!

و شاعر به قله هایی بلند تر میرسد با ..... اگه بمونی- قصه ی بره و گرگ- حرف

- نفس - هجرت - جمعه –مرد تنها - هفته خاکستری - کودکانه - آوار - نجواها -

بوی خوب گندم - نفرین نامه - همیشه غایب - سقوط –نماز - نون و پنیر و سبزی -

امان از...و چندصد ترانه ی ناب دیگر..!

بیش از هفده سال است که یک برنامه ی رادیویی دارم به نام "قدغن ها" یکشنبه ها

ساعت ۰۹:۰۰ به وقت آمریکا ......! که سفری ست تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و

جهان..! بیش از همه ترانه نوشته ام . نمایش های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام.!

( برنامه های تلویزیونی: دوستت دارم ها- دلخواسته ها"- ) کاری به نام

"غزلنمایش-سفرنامه" را به سال ۱۹۹۳ به روی صحنه برده ام! .....

و هنوز و همچنان :

شعر خوردن, شعر نوشیدن, شعر بوییدن, شعر گریستن, شعر خندیدن, شعر خوابیدن,

شعر ریسیدن و شعر نفس کشیدن, تنها کسب و کار من است.

طی سال‌های بعد شهیار با خوانندگان مشهوری نظیر داریوش، فرهاد مهراد، ستار،

و ابی همکاری کرد.

برای انتخاب شهیار قنبری تا ترانه ای از وی در اینجا داشته باشیم ...کاری سخت

است انتخاب . دنبال ترانه ای بودم که هم دکلمه اش را داشته باشم .. هم ترانه اش

را و هم اینکه همان تاثیری را بر شنونده بگذارد که من خود احساسش میکنم .

و من انتخاب کردم . مرا نترسان ! ترانه ای عالی و فوق العاده زیبا .

                           مرا نترسان

کلام: شهیار قنبری

ترانه‌خوان: شهیار قنبری

آهنگ: اسفندیار منفردزاده

مرا نترسان دوست

مرا نترسان یار

مرا نترسان خوب

                   من از سرودن شعری بلند نمی‌ترسم.

ـ بلند؟

         یعنی کمند.

برای تو باید 

                     دوباره شعری گفت.

مرا نترسان دوست

مرا نترسان یار

مرا نترسان خوب

                     که من نمی‌ترسم.

من از سرودن منظومه‌های آتش‌رنگ

                    در برودت این شبگیر هراس ندارم

که رنگ گونه‌ی تو:

                    ـ اتفاق رویش لاله است

                                         بر تن این دشت.

با من بگو

           که می‌شود آیا

                             از درگاه عشق

                            بی‌شعر تازه‌یی برگشت؟

دوباره مرکب

دوباره قلمدان،

             دوباره رخت شاعری‌ام را

                                            بیار

                                           ـ ای بیدار!

               برای تو باید دوباره شعری گفت.

مرا نترسان یار، 

                              که من نمی‌ترسم.

 

 

دانلود : http://www.4shared.com/mp3/1GPhcTQ-/sh-ghanbari-mara-natarsan.html

 

منبع زندگینامه : ویکیپدیا 

 

 

 




گوگوش نامی است که در موسیقی ایران هرگز نمیشود آنرا نادیده

گرفت . یک خواننده بسیار تاثیر گذار و مهم که زمانی نام شاه ماهی

موسیقی ایران را یدک میکشید .

شاید تاثیرات نوستالژی باشد و یا هر چیز دیگر ! ولی شخصا دوستدار

گوگوشی هستم که درایران می خواند . و اتفاقا ترانه های قدیمی او را

بارها گوش میدهم ولی ترانه های جدید ش را یکی دو بار ! البته

امیدوارم چنانکه احیانا خودشان این سطور را دیدند ، دلگیر نشوند !

فائقه آتشین در سال ۱۳۲۹ در تهران زاده شد. پدر و مادر او از ایرانیانی بودند

که تبارشان به قفقاز می‌رسید. او هنگامی که ۲ سال داشت، پدر و مادرش از

یکدیگر جدا شدند.گوگوش نامی ارمنی برای پسران است، در کودکی دایه

ارمنی‌اش او را با این نام صدا می‌کرد و بعدها این نام را به عنوان نام هنری‌اش

برگزید.او از همان کودکی به همراه پدرش که یک شومن بود، خوانندگی و بازی

در فیلم را آغاز نمود و نخستین تجربه هنرپیشگی او در سن هفت سالگی بود.

گوگوش بعدها در فیلمهایی چون «پرتگاه مخوف» (۱۹۶۳ میلادی)، «شیطون بلا»

(۱۹۶۵) و «پنجره» (۱۹۷۰) ظاهر شد. ترانه‌های او که توسط آهنگ‌سازانی چون

واروژان و حسن شماعی‌ زاده نوشته‌شده و شعرهای شهیار قنبری در آن به کار

رفته بود، برای او موفقیت بزرگی پدید آورد. تا حدی که سایر خوانندگان پاپ زن

ایرانی به تقلید از سبک او پرداختند. سبک او در دهه هفتاد میلادی، در اوج

شهرتش به عنوان خواننده و هنرپیشه، الگوی زنان ایرانی واقع شد که به‌جز

گوش سپردن به ترانه‌های او، از سبک پوشیدن جامه، مینی‌ژوپ و مدل موی

کوتاه او معروف به مدل گوگوشی تقلید می‌نمودند.زندگی خصوصی گوگوش

مانند بیشتر هنرمندان با فراز و نشیب و تراژدی‌های فراوانی همراه بود و ازدواج‌ها

و روابط ناموفقی برای او به همراه داشت. وی فرزندی به نام کامبیز از شوهر

اولش محمود قربانی دارد که هم‌اکنون در لوس‌آنجلس به موسیقی می‌پردازد.

گوگوش که به هنگام وقوع انقلاب در ایالات متحده به سر می‌برد، به ایران

بازگشت. ولی زندگی منزویانه ای در پیش گرفت .گوگوش بعد از بیست و یک

سال سکوت و زندگی منزویانه در ایران، در سال ۱۳۷۹ با خروج از ایران فعالیت

هنری خود را با ارائه آلبوم زرتشت از سر گرفت و به انجام سری کنسرتهای

بازگشت پرداخت که با استقبال ایرانیان و فارسی زبانان خارج از ایران مواجه شد.

از گوگوش آلبومهای بسیار زیبا و به یاد ماندنی سراغ داریم :

مسبب (همراه با داریوش) - نیمهٔ گمشدهٔ من - فصل تازه - همسفر

جاده - مرداب - کویر- کوه - اگه بمونی - یادم باشه -پل - ستاره

من و گنجیشکای خونه - لحظهٔ بیداری - در امتداد شب

واز بین آلبومهای جدیدش نیز :

۱۳۷۹ - زرتشت شامل آهنگ های:زرتشت-بوی سفر-گوشه نشین-

خاک اسیر و...

۱۳۸۳- آخرین خبر شامل ترانه های:آهوی عشق-دلکوک-اتاق من و..

۱۳85- مانیفست شامل ترانه های:آی مردم مردم - نجاتم بده و...

۱۳۸7- شب سپید شامل ترانه های:اینترنشنال مدلی - شب سپید-

مدلی همصدا-شک می کنم- طلاق و...

۱۳۸9- حجم سبز شامل ترانه های:آبی- باران- باغ بی برگی-

دلم خواست-سزاوار-شب بی من- صدای سبز عشق- گریه کنم یا نکنم

-من و گنجیشکا- من همون ایرانم

آلبوم کیو کیو بنگ بنگ (شامل یک ترانه)

و البته فیلمهایی که گوگوش در آنها بازی کرده است

۱۳۵۷ - امشب اشکی می‌ریزد

۱۳۵۶- در امتداد شب - کارگردان : پرویز صیاد.

۱۳۵۵ - نازنین

۱۳۵۵- ماه عسل

۱۳۵۴ - همسفر

۱۳۵۴ - شب غریبان

۱۳۵۳- ممل آمریکایی

۱۳۵۱ - بی‌تا -کارگردان : هژبر داریوش

۱۳۵۰- احساس داغ

۱۳۴۹- پنجره

۱۳۴۷ - سه دیوانه

۱۳۴7- ستاره هفت آسمون

۱۳۴۵- گدایان تهران

۱۳۳۹- بیم و امید

۱۳۳۹- فرشته فراری

اما برای امروز و در این لحظه یک ترا نه بسیار قدیمی از گوگوش

را در نظر گرفته ام که در عین حال بسیار کمیاب و شاید نایاب هم

هست . این ترانه اسمش هست باغ انگور و یا اِئولَری مارالاندا

( خانه شان در مارالان* ) . این ترانه را من شخصا در سال 1379

به همراه ترانه دیگری به نام گفتم نرو به غربت از روی یک صفحه

گرامافون به فایل mp3 تبدیل کردم و همین موضوع بر کیفیت این

صدا تاثیر بد دارد . والبته نتوانستم آنرا در هیچ جای دیگر اینترنت

نیز بیابم ...جز در سایت میانالی و صفحه آقای علی اجلی که این

ترانه را بنده خودم به ایشان داده و در آنجا قرار داده بودند .پس بالاجبار

باید برای گوش کردن به این ترانه ... کیفیت بد آن را نیزتحمل کنیم .

این ترانه را فکر میکنم گوگوش در 12-13 سالگی خوانده باشد .

            باغ انگور - اِئولَری مارالاندا

رقص و شادی و مستی خوش بُوَد

با تو در جشن انگور

تاب آن را ندارم که شوی

امشب از چشم من دور

ای که دل بردی از من

با فسون از رقص خوشه چیدن

خوش بُوَد در چنین شب

از تو ای جان نغمه ها شنیدن

من شدم سال پیشین آشنا

با تو در باغ انگور

دیده ام نقش رویا ... کِی ؟ کجا ؟

با تو در باغ انگور

یا رب از درگَه تو

روز وشب من دارم این تمنا

که کند جاودانی عهد ما را عشق پاک ما را

هرگز از خاطر من نرود

موسم خوشه چینی

شادی و شوق یاران

وانهمه صحبت و هم نشینی

من که درمزرع دل

پروراندم خوشه ی محبت

هدیه در راه یاران

کُنم اکنون توشه ی محبت

اِئولَری مارالاندا .... آی گوزَه ل

خانه شان در مارالان ... آی زیبا روی

اِئولَری مارالاندا

خانه شان در مارالان

مَنی دَه یادیوا سال .... گوزَه لیم

مرا هم به یاد داشته باش ... آی زیبا روی

هِیوالار سارالاندا

زمانی که میوه های بِه دارند زرد میشوند

اُولورَه م .... اوُلورَه م یار

میمیرم برای تو ای یار ...میمیرم برای تو ای یار

غریبم یار.... یازیغام آمان یار

غریب مانده ام ای یار ... بیچاره ام ای یار

 

* مارالان نام محله ای در تبریز است .

منبع زندگینامه : ویکیپدیا



 

برای امروز یک ترانه فارسی زیبا در نظر گرفته بودم . ولی پخش 


اتومبیل مرا به یاد ترانه ای انداخت که درنوبت بعدی برنامه هایم داشتم


 برای درج دروبلاگ . اما دلیل آنکه درج این ترانه راجلو می اندازم به


 علت هماهنگی تقریبی مضمون احساسی آن با همین شعر اخیرم یعنی


تباهی می باشد .



هرگز ! با صدای جلال همتی !


این ترانه را بسیار دوست میدارم ! یک عصیان آگاهانه ! آگاهی به


 احساس خود ، به رنجهای درون ، به دردها و به شکوه های دل خود !


 و عصیان !عصیانی همراه با امید ! ترانه هرگز ترانه حسرتهای آدمی


 است ! ترانه ناکامیها و شکستها ! ترانه رنج نهان انسان ! و ترانه فریاد !



جلال همتی از خوانندگان موسیقی مردمی ( فولکلوریک) ایران است !


جلال همتی فعالیت هنری خود را در رادیو ایران قبل از انقلاب آغاز کرد


و سپس در آمریکا ادامه داد. وی در سال ۱۳۸۵ در اثر بیماری مزمن


آلزایمر در بیمارستانی در لوس آنجلس درگذشت . همین !!! این تمامی


اطلاعاتی بود که از بیوگرافی این خواننده مردمی توانستم در اینترنت 


بدست بیاورم !! و خود به یادگارداریم چندین بازخوانی از ترانه های


مرضیه و دلکش را علاوه بر آلبومهایش!



اما لیست آلبومهای جلال همتی را در زیر درج میکنم :


ادیب میرزا ( 12 تراک )


افسر هنگ ( افسر هنگ - مردم - با تو بودن - بلای عشق - استخاره - لحظه ی


جدایی - سفر کرده - سفر اروپا )


بیستون ( مبارک باد - نامه ها - تب عشق - کوک - بلام چی )


جشن شادی ( 12 تراک )


پارتی 1 ( نیلوفر - آی بانو - دست کوچولو - دونه دونه - حال - محلی کردی


دختر شیرازی - عشق - گل پری جون - دریا دریا - بابا کرم - گریز - آتیش -


ماری - قصد - واویلا - دختر آبادانی - دورت می‌گردم - مایا - زیبا - دل جو - )


پارتی 2 ( 6 تراک )


پارتی 3 ( دریا کنار - بام بلند - مریم جان - خوشگله - سبز وار - زن بستون -


قهر و آشتی - عروسی - پوند و لیره - لیلی بونم - نارمه نارمه - پپوسلمنی -


جمعه نارنگی - آمنه - برگ و ریشه - لو لو داره - فریب - داداش - گلی‌ جون )


پارتی 4 ( پریوش - بالا بلند - داش داش - تیرم تیرم - داش داش - مرو مرو -


گلین باجی - می‌خوای بکن می‌خوای نکن - شمس الاماره - چیته چیته - دختر بندری


- صفیه - لیلی ممنو - لنجه - مبارک بعد - نامه ها - طبع عشق - کوک - بلام چی -


شبهای کارون )


پارتی 5 ( بلوری - شربت قند - نگاش بکن - فریده - میخونه - منار جنبون - زنو


- آبادنه [بندری] - نوراس [کردی] - سیزده به در - نی‌ ناسه ناسه - بچه کرد -


ای کاش - دایره هستی‌ - آتیش )


پارتی 6 ( یک تراک متصل )


پارتی 7 ( رقص اتش - چک و چونه - دختر صحرا - عطار باشی‌ - تولد -


کتان کتنه - ثریا - های های چی‌ چی‌ های - شرابم دادی به به چه خشکله -


عذرا خانوم گفت - گرگ و بره - مبارک باد )


پارتی 8 ( مینی ژوپ - میخانه - میهنه (عربی‌) - گل سرخ - تولدت مبارک -


نامزدی - عروسی - خاله جون - هنر (کردی) - فریبا - عزیزه - مرغ اسیر -


دختر همسایه - لب کارون )


پارتی 9 ( عروسی - رپ عروسی - حموم زایمان - آبادان - رپ تهرونی - یره یره


سامی جمال - لوس آنجلس - عمو سبزی فروش - گودی گودیا - جادو - موزیک )


رپ دیسکو [ Rap Disco ] ( تعداد 8 تراک)


شربت قند ( 9 تراک )


                             

                           هرگز

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم

هرگز بردل عشقی هرگز نمیبندم

خدا خدا خدایا اگر به کام من جهان نگردانی جهان بسوزانم

اگر خدا خدایا مرا بگریانی من آسمانت را زغم بگریانم

منم که در دل ز نامرادی فسانه ها دارم

منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم

هرگز بردل عشقی هرگز نمیبندم

تو بیا فروغ آرزوها که رنج جستجو را پایان تویی

توبیا که بی تو آه سردم که بی تو موج دردم درمان تویی

منم که در دل ز نامرادی فسانه ها دارم

منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم

هرگز بردل عشقی هرگز نمیبندم

تو بیا فروغ آرزوها که رنج جستجو را پایان تویی

توبیا که بی تو آه سردم که بی تو موج دردم درمان تویی

منم که در دل ز نامرادی فسانه ها دارم

منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم

هرگز هرگز هرگز بی تو نمی خندم

هرگز بردل عشقی هرگز نمیبندم


Flash Animation

دانلود:http://www.4shared.com/mp3/bv66R8U6/Jalal_Hemati_-_Hargez.html


منبع زندگینامه : ویکیپدیا

منبع لیست آلبومها : http://hezardvd.blogfa.com/cat-164.aspx




 روز بیستم دیماه مصادف است با سالروز مرگ بزرگمردی فراموشی


ناپذیر .روز20 دی سالروز به قتل رسیدن امیر کبیر است .



میرزا تقی‌خان فراهانی (۱۲۳۰–۱۱۸۶) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های


 ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی 


به صدارتآغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر


 ۳۹ ماه (سه سال وسه ماه) بود. وی مؤسس دارُالفُنون بود که برای آموزش دانش و 


فناوری جدید به فرمان او درتهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از 


جمله اقدامات وی به ‌شمار می‌آید.امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام 


خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در روز بیستم دیماه سال 1230 درحمام فین به 


دستورناصرالدین‌شاه به قتل رسید. پیکروی در شهر کربلا‌ به خاک سپرده شده‌است.



در رسای امیرکبیر نوشته ها و اشعار زیادی موجود است . و بی شک 


یکی ازبهترین وباشکوهترین اشعار را برای این بزرگمرد تاریخ میهنمان


، فریدون مشیری سروده است .این سروده بسیار زیبا دستمایه تصنیف


امیرکبیر با اجرایبی نظیر و فوق العاده زیبای بزرگِ موسیقی ایرانی ،


شهرام ناظری است .



به مناسبت سالروزدرگذشت امیرکبیر، گوش فرا میدهیم به دکلمه زیبای


فریدون مشیری برای سروده زیبایش ونیز آوای دل انگیز شهرام ناظری


برای تصنیف با شکوه امیرکبیر.

شعر و دکلمه: فریدون مشیری
آهنگ: پژمان طاهری
خواننده: شهرام ناظری


رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر،

غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر.

زمان، هنوز همان شرمسارِ بهت‌زده،

زمین، هنوز همان سخت‌جانِ لال شده،

جهان، هنوز همان دست بستۀ تقدیر!

هنوز، نفرین می‌بارد از در و دیوار.

هنوز، نفرت از پادشاهِ بدکردار،

هنوز، وحشت از جانیان آدمخوار،

هنوز، لعنت، بر بانیان آن تزویر.

هنوز دستِ صنوبر بر استغاثه بلند،

هنوز بیدِ پریشیده سر فکنده به زیر،

هنوز همهمه سروها، که: «ای جلاد!

مزن! مکُش! های؟!

ای پلیدِ شریر!

چگونه تیغ زنی بر برهنه در حمام؟

چگونه تیر گشایی به شیر در زنجیر!؟»

هنوز، آب، به سرخی زند که در رگِ جوی،

هنوز،هنوز،هنوز،

به قطره قطرۀ گلگونه، رنگ می‌گیرد،

از آنچه گرم چکید از رگ امیرکبیر!

نه خون، که عشق به آزادگی، شرف، انسان،

نه خون، که دارویِ غم‌هایِ مردمِ ایران!

نه خون، که جوهر سیال دانش و تدبیر.

هنوز زاریِ آب،

هنوز نالۀ باد،

هنوز گوشِ کرِ آسمان، فسونگر پیر!

هنوز منتظرانیم تا ز گرمابه،

برون خرامی،* ای آفتاب عالمگیر.

«نشیمن تو نه این کنج محنت‌آبادست»

«تو را ز کنگرۀ عرش می‌زنند صفیر!»**

به اسب و پیل چه نازی که رخ به خون شستند،

در این سراچۀ ماتم پیاده، شاه، وزیر!

چون او دوباره بیابد کسی؟

ـ محال . . . محال . . .

هزار سال بمانی اگر،

چه دیر . . .

چه دیر . . .!
1361
از مجموعۀ «ریشه در خاک»

* شنیده شد که پس از قتل امیر، مردم وقتی می‌خواستند از کاری محال نام ببرند، می‌گفتند:

«وقتی امیر از گرمابه بیرون آمد!»

** بیت از حافظ تضمین شده است.


فریدون مشیری

Flash Animation


منبع زندگینامه : ویکیپدیا
دانلود : به دلیل موجود بودن این ترانه در بازار ایران ، از ارائه آدرس دانلود معذورم !




 

تو همونی که تو رویام تو رو من خواب می دیدم

 

تو چشات آسمون و آفتاب و مهتاب می دیدم


زلفاتو شب می خره تا توی اون لونه کنه

 

مثل من صد تا دل و عاشق و دیوونه کنه

 

این اشعار مربوط به ترانه بسیار زیبای قلک چشمهایت است با 


صدای بسیار بسیارگیرا و بی نظیر خانم سیمین غانم .


 خواننده ای بزرگ با ترانه های جاودان .

 

 

 

 

سیمین غانم در سال1323 از پدری تهرانی و مادری ساروی در شهرتنکابن زاده شد. او از

۹ سالگی در جشن‌های مدرسه می‌خواند. غانم در سال ۱۳۴۱ در مسابقه‌های آموزشگاه‌های

ایران در رشتهٔ آواز اول شد. نخستین اجرای تلویزیونی سیمین غانم ترانهٔ موج خروشان با

تنظیم استاد مرتضی حنانه و تهیه عباس زندی در سال 1347 بود. سیمین غانم فعالیت رسمیخود را از ۲۵ سالگی و در سال ۱۳۴۸ آغاز کرد. او دوره موسیقی سنتی و ردیف را زیرنظر استاد محمود کریمی گذراند. مدتی نیز نزد استاد مرتضی حنانه قواعد موسیقی وسلفژ راآموخت و با استاد علی تجویدی نیز در زمینه موسیقی کار کرد. قلک چشات، نحستین ترانه اودر سبک جدید بود. این ترانه در ایران مدت‌ها اولین صفحهٔ روز بود. شعر این ترانه سروده سعید دبیری است و آهنگ آن را فریبرز لاچینی ساخته است. معروف‌ ترین ترانه سیمین غانم گل گلدون من نام دارد که سروده فرهاد شیبانی و ساخته فریدون شهبازیان است. سیمین غانم بیش از دو دهه در سال‌های پس از انقلاب ۵۷ از خوانندگی باز ماند. نخستین کنسرت او پس ازانقلاب در مهرماه ۱۳۷۸ در سینما صحرا در تهران برگزار شد. در حال حاضر سیمین غانمبه همراه خانواده اش در ایران به سر می‌برد و گهگاه به اجرای کنسرت برای بانوان می‌پردازد.

 

ترانه های بسیار زیایی از سیمین غانم یادگار داریم . همه زیبا و همه


بسیار گیرا .ترانه های بیاد ماندنی : موج خروشانآتش - از تو تنها شدم


- مرد من - قلک چشمات - بسوزان - قفس باران - همنفس - لانه مور -


پرنده - سیب - رها شدم - گل گلدون من - طره زلفت - تنهایی و .....


                             

 بی شک این ترانه یکی از بهترین ترانه های سیمین غانم است. و ما

 

دراین لحظه به آن گوش میدهیم . با کلامی ازفرهاد شیبانی وموسیقی


 زیبای فریدون شهبازیان .

 

گُل گُلدونِ من شکسته در باد

 

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گُل شب‌بو دیگه شب بو نمی‌ده

کی گُل شب‌بو رو از شاخه چیده؟

گوشۀ آسمون، پُر رنگین ‌کمون

من مث تاریکی، تو مثل مهتاب

اگه باد از سرِ زلف تو نگذره

من می‌رم گُم می‌شم تو جنگل خواب

گُل گُلدونِ من، ماه ایوونِ من

از تو تنها شدم چو ماهی از آب

 

گُلِ هر آرزو، رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه، دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه

اما گُل خورشید، رو شاخه‌های بید

دلش می‌گیره

دره مهتابی میشه،

اما گُل مهتاب، از برکه‌های آب، 

بالا نمی‌‌ره

تو که دست تکون می ‌دی

به ستاره جون می‌دی

می‌شکُفه گُل از گُلِ باغ

وقتی چشمات هم میاد

دو ستاره کم میاد

می‌سوزه شقایق از داغ

گُل گُلدونِ من، ماه اِیوُون ِمن

از تو تنها شدم چو ماهی از آب

گُلِ هر آرزو، رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه دلم یه مرداب

 


دانلود :  http://www.4shared.com/mp3/ncCqagUq/ahang-ghanem-goldoon.html

منبع زندگینامه : ویکیپدیا  

 

 




  یک کاستی داشتم که هر گاه به لحاظ روحی ، حوصله هیچ چیزی را


  نداشتم ....هرگاه احساس میکردم که هر صدایی برایم مانند سوهانی شده


  است بر روحم ....هر گاه که حتی موسیقی و شعر و ترانه نیز آرامم


  نمیکرد ....میرفتم سراغ این کاست ! کاست ترانه های بزرگمرد 


   موسیقی ایران ، عماد رام .



عماد رام صدایش برایم آرام بخش است ! صدایش جادویی در خود نهفته


 دارد ! و ترانه هایش برایم خاطره انگیز است ! ترانه هایش را آن اندازه 


دوست دارم که در انتخابم برای این صفحه ... مانده بودم کدام را آپلود 


کنم ؟!! تک تک ترانه هایزیبایش برایم همیشه دوست داشتنی بوده است ! 


صدای فلوتش را که بشنوی ، هرزمان احساس متعاقب آنرا با خود 


خواهی داشت . نمیتوانی فراموشش کنی !



عماد رام هنرمند و خواننده بزرگ ایرانی است. او در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در ساریبدنیا آمد و درجوانی علاقه زیادی به فلوت داشت و نی‌های خود را سوراخ می‌کرد و در آنها می‌دمید. او در سال ۱۳۲۲ خورشیدی به تئاتر روی‌آورد و علاوه بر نقش کمدین‌ها در پشت پرده می‌خواند و فلوت می‌زد. در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و و به اداره هنرهای زیبا رفت و نت و سازشناسی را نزد استادان خود فراگرفت. او دارای مدرک لیسانس از دانشسرای کشاورزی بود. درسال ۱۳۵۷ مجبور به ترک تهران شد و نهایتاً در سال ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت.



ترانه های زیبا و بیاد ماندنی از عماد رام به یادگار داریم مانند خدایا -


بوی بهار-شیشه و سنگ آوای شب دخترک همسایه عشق نو


رسیده فرنگیس -شاید تو را دیگر نبینم در این دنیا برگست زمان -


سپید و سیاه آزادگی -بهار من گذشته شاید لیلا چگونه میخندم -


شکسته صدا غروب - بیوفایی - بهار غم آلود اشک روزگار خنده و


گریه و دهها ترانه بینهایت زیبای دیگر . عماد رام و صدای فلوتش ...آن


هنگام که ارکستر می نواخت و او ترانه ای راکه باید بخواند ... بر 


فلوتش میدمید و صدای فلوت جای شعر را پر میکرد ...سحرو جادوی


حرارت نفسهایش را بر گوش و قلب شنونده جاری میکرد !



اما در این لحظه آنچه که میشنویم ترانه بسیار زیبایی است برای تنهایی ها


 ، ترانه ای برای دلتنگی ها و ترانه ای برای رویاها ... ترانه ای به نام :


       در آسمان عشق من


  در آسمان عشق من

  نوری نمیتابد چرا

  یک شب ز رنج زندگی

چشمم نمیخوابد چرا

من تک درخت صحرای دردم

بی برگ و بار افتاده ام

در چشم تنگ دنیا دریغا

بی اعتبار افتاده ام

در سایه ی من هرگز نخفته

یک رهگذار خسته ای

چون قطره اشکی

گویی زچشم این روزگار افتاده ام

 

شمعی که بی پروانه شد

باید که خود تنها بسوزد

مجنون دشت بی کسی

باید که بی لیلا بسوزد

دل را اگر عشقی رسد

باید که با محنت بسازد

خرمن چو در آتش فِتَد

باید که بی پروا بسوزد

آن شمع بی پروا منم ، من

مجنون بی لیلا منم ، من

طوفان عشقی سرکَشم

وان خرمن آتش گرفته

در گوشه ی صحرا منم ، من

دودی ندارد آتشم .

 

در آسمان عشق من

نوری نمیتابد چرا

یک شب ز رنج زندگی

چشمم نمیخوابد چرا

من تک درخت صحرای دردم

بی برگ و بار افتاده ام

در چشم تنگ دنیا دریغا

بی اعتبار افتاده ام

در سایه ی من هرگز نخفته

یک رهگذار خسته ای

چون قطره اشکی

گویی زچشم این روزگار افتاده ام

Flash Animation

دانلود ترانه :http://www.4shared.com/audio/P1E5_VXW/Dar_Aseman-e_Eshgh-e_Man.html?

منبع زندگینامه : ویکیپدیا



 وقتی به کلمه ترانه های خاطره انگیز میرسیم امکان ندارد در

 بین آنها ترانه دریا نباشد . 

دریا همان دریا بود

شن ها همان شن ها بود

موج و غروب و دریا

مثل گذشته ها بود

اما فقط یاد تو

به جای تو اونجا بود

این ترانه یکی از ترانه های ماندگار موسیقی ایران است . صدای

هوشمند عقیلی با این ترانه هرگز از خاطرات فراموش نمیشود .

و با بسیار ترانه های زیبای دیگر.



هوشمند عقیلی ، یکی از خواننده های محبوب من است . ترانه هایش را بسیاردوست میدارم بی شک صدای او یکی از بی نظیرترین صداها

 درموسیقی ایران است . و من هر گاه که دلتنگ میشوم ....هر گاه که 

حتی موسیقی برمن خستگی می آورد ... یکی ازکسانی که پناه میبرم به

 صدا وآلبومهایش هوشمند عقیلی است .



متاسفانه من نتوانستم بیوگرافی این استاد آواز را پیدا کنم و تنها چیزی که میدانم اینست که وی متولد اصفهان به سال ۱۳۱۶ خورشیدی است. پدرش در ۱۳ سالگی متوجه استعداد صدای او می شود و وی را تشویق به ادامه درس خواندن دررشته موسیقی می کند. او ترانه های بسیار زیبا و بیاد ماندنی اجرا کرده و دوتا از ترانه هایش برای من بسیار خاطره انگیز هستند . یکی همان ترانه معروف دریا و دیگری ترانه ای که در اینجا میشنویم . ترانه بسیار زیبای فردا تو می آیی !

من بسیار کلنجار رفتم میان انتخاب این ترانه و دریا و آخر سر اینرا

 اینجا گذاشتم برای گوش دادن !! چرا که برای من ارزشها وخاطره ای باورنکردنی دارد.


از جمله ترانه های بسیار زیبای عقیلی میتوان به درد و نفرین - در کنج دلم عشق من ترکم کن -ای خالق عالم - دختر فالبین - چراغ خونه -دلم تنگه خوب و بد- عشق شرقی - ای خدا - جمال جانان - آرزوی صلح -از آن زمان بانی عشق - با دلی آشنا نشو- اولین دیدار- گربه تواُفتَدَم نظر- چه خبر از ایران و...

عقیلی همچنین ترانه های بسیار زیبای دوصدایی همراه بانو دلکش نیزاجرا کرده که شاید ترانه با شکوه بردی از یادم معروفتر از بقیه باشد

 و یا به کنارم بنشین ونیز همراه با هایده نیز ترانه هایی داشت از جمله ترانه زیبای آمدماز جمله کارهای زیبای عقیلی میتوان به بازخوانی ترانه های بنان نیز اشاره کردمانند الهه ناز- بهاردلنشین - چه شورها و... ویا ترانه معروف توای پری کجایی


 

       فردا تو می آیی


  امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
  زیباترین جامه هایم را بپوشم من
  با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
  امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
  بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
  فردا تو می آیی
  بعد از جداییها ....آن بی وفاییها
  فردا تو میآیی
  از خونه ما ناامیدیها سفر کرده
  گویا دعاهای من خسته اثر کرده
  من روز و شب را می شمارم تا رسد فردا
  آن لحظه خوب در آغوشت کشیدنها
  امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم من
  زیباترین جامه هایم را بپوشم من
  با شوق رویت باغچه هامونو صفا دادم
  امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
  بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
  فردا تو می آیی
  بعد از جداییها ...آن بی وفاییها
  فردا تو میآیی

 Flash Animation

دانلود ترانه :http://www.4shared.com/audio/08PGjLWd/Farda_To_Myai.html



جهان را تقسیم کرده اند ! و من و تو را در انتهای آن قرار داده اند !

در جهان سوم !جهان گرسنگی! جهان فقر! جهان اعیتاد و فساد و فحشا !

جهان ناتوانی ! جهان بیسوادی ! جهان کار و زاد و ولد ! آری ...جهان

ما ، جهان پا برهنه هاست!جهان ما ،جهان صد خون جگر! جهان صد رنج وعذاب !جهان بیماری ها !


ترانه جهان سوم از درد میگوید . از رنج و نابرابری . از گرسنگی و

سفره های نا برابر ، و از امید . از انتظار یک ناجی . ناجی جهان سوم .

ناجی شرق ! ناجی بشر ! ترانه بسیار زیبا و با شکوه جهان سوم را

رامش خوانده است . این ترانه را با صدای ابی نیز شنیدهایم . ولی رامش

را با این ترانه بیشتر دوست دارم . ناله ی آغازینش را . و صدای

گرفته ی حزن آلودش را در این ترانه . او در این ترانه بسیار با احساس

میخواند . رامش از درد میخواند .


ترانه های رامش را بسیار دوست دارم و از او ترانه های زیبا یی را به یادگار

داریم . ترانه هایی چون دریا دریا ، آدمک ، قسمت ، آرزوی خفته ، نم نم بارون

میاد ، زیارت ،شرم بوسه ، میتونی مشت منو وا بکنی ، اشک ، از خودم بدم میاد

و ...دهها ترانه دیگر. یکی از یکی زیباتر و با احساس تر .از جمله شاهکارهای

زائر و تهمت و اسمراسمر . اما ... ترانه ی جهان سوم چیز دیگریست .



رامش (آذر محبی), متولد تهران در سال ۱۳۲۵, در خانواده ای با ۳ خواهر و یک

برادربه دنیا آمد و تا سوم دبیرستان به تحصلات خود ادامه داد. با برنامه گلها(یک

شاخهگل) پا بهعرصه خوانندگی گذاشت وبا اجرای زیبای که داشت بسیار مورد

توجه قرار گرفت وگویا از شاگردان استاد مهرتاش میباشد . وی ۵-۶ سال پس از

فعالیت هنری خود, با پرویز مقصدی, که وی نیز به تازگی پای به عرصه ی

آهنگسازی گماشته بود, و در همان آغاز در ردیف چهره های برگزیده هنری قرار

گرفته بود, سازمانی دایرکردند با نام "هارمونی". این دفتر به گفته ی خودرامش

پاتوق خواننده هایی بود, چون رامش, که کاری برتر از سایرین ارایه میدهند! رامش

درسالهای پیش از انقلاب بیش از ۶۰۰ترانه خواند, وی نیز ترانه های دو صدایی

زیادی باخوانندگانی چون, رامین, ضیاء اتابای, امیر رسایی و ... داشته. خاص بودن

 ترانه های رامش به این است که او تقلب نمیکرد,همیشه کار جدید به بازارعرضه

میکرد, شخصا به خواندن ترانه های جاز علاقه ی بیش نسبت به دیگر سبک ها 

داشت, به گفته ی خود او که "در خواندن ترانه های جاز, یکنوع آرامش و نشاط

حس میکنم". از خوانندگان مورد علاقه ی رامش میتوان اشاره ایبه عارف و

گوگوش داشت.رامش در برنامه های مختلف تلویزیونی همچون چشمک (گوگوش

شو),رنگارنگ, میخک نقره ای (فریدون فرخزاد شو)و ... تعداد بسیار زیادیشو

اجرا کرده, به راحتی میتوان گفت که وی پس از گوگوش بیشترین تعداد شوهای

تصویری داشته که در حال حاضر بسیار نایاب میباشند. در سالهای پس از انقلاب

رامش به مدت زیادیخوانندگی را رها کرد, از معدود فعالیت های وی میتوان به

آلبومی با نام  رومی بر اساساشعارمولانا با داریوش و فرامرز اصلانی بود. او به

گونه ای از خوانندگی کناره گیری کرد به این تلاش که زندگی ای به دوراز

دوربین ها و ذره بین ها بادخترخودبپردازد .


          جهان سوم

من تو را میبینم استخوانی و پوست

به گدایی رفته ای بر در دشمن و دوست

من تو را میبینم تشنه تر از دیروز

آن که نان میدهدت نان تو در کف اوست

خاک تو سفره تو سفره تو از کیست

سفره دنیا پر سفره تو خالیست

همه جا منتظرند همه کس میپرسند

ناجی شرق کجاست آن که جنس خود ماست

ناجی شرق تویی ناجی شهر منم

من که با دیدن تو همه جا میشکنم

از چه رو خاک زمین شده تقسیم چنین

یک جهان صدها دست مرز ها مرز شکست

ما جهان سوم او جهانی دیگر

سهم او هر چی که هست سهم ما خون جگر

سهم از ما بهتران ثروت و امن و امان

سهم پا برهنه ها فقر و زندان و بلا

در میآن سه جهان مرز و دیوار از اوست

دشمن بازی ساز رفته در قالب دوست


Flash Animation

دانلود ترانه : http://www.4shared.com/audio/eMdFb1gc/Ramesh_-_Jahane_Sevom.html

منبع زندگینامه : http://aks-ghadimiha.blogfa.com/8706.aspx




 

نذار ای مرد قایقران تو این دریای نا آرام بمیرم من

دلم در سینه می لرزه تو می دونی تو این بندر اسیرم من 
پناهم ده... که بال و پر بگیرم من 
نجاتم ده... که از تنهایی سیرم من

این بخشی از ترانه بسیار زیبای قایقران است با صدای ایرج مهدیان .

سال 54 بود و المپیک آسیایی . با برادرم رفته بودیم در آمفی تئاتر دانشگاه تبریز مسابقه واترپلو را رنگی تماشا کنیم . یک طرفش ایران بود . هنوز بخشی از بازی یادمه ولی چیزی که بیشتر در خاطرم مانده ، یک اسم بود . وسطهای برنامه یک ترانه پخش شد و من برای اولین بار نام ایرج مهدیان بگوشم خورد و همانجا خانه کرد . بعدها کمتر ترانه ای ازش شنیدم و بزرگتر که شدم و یک ترانه گوش کن حسابی شدم ، دیگه کاری نداشتم که کی در چه سبکی میخواند. سنتی یا پاپ یا کوچه بازاری . دلی داشتم که خودش انتخاب میکرد بین ترانه های بسیار ، آنچه را که با خود سازگاری داشت . و ترانه ای از ایرج مهدیان را دلم انتخاب کرده . سبک و شیوه اش هر چه که میخواهد باشد . و شخصا فکر میکنم ، مردی که توانسته این احساس را با این ترانه اش برساند ، یک خواننده بزرگ و جاوید است . یک ترانه جاودانه . ترانه بسیار زیبای برگ زرد

ایرج مهدیان (زاده آذر ماه ۱۳۲۵ - سبزوار) میان خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد؛ او پس از گرفتن دیپلم دبیرستان به تهران آمد و کار هنری را از سال ۱۳۴۶ به صورت حرفه‌ای در کانال تلویزیونی ایران به صورت پخش زنده آغاز کرد. و تا سال ۵۷ کار هنری را ادامه داد که نتیجه این سال‌ها ۱۲۰ ترانه می‌باشد. ایرج مهدیان با ترانه‌ی «سلام بر عشق» که در سال ۵۲ شناخته شد.اما نخستین ترانه‌ی این هنرمند «ای دل بنال» یا «می خوام مث دیوونه‌ها، سر بکشم تو خونه‌ها، بپرسم از همسایه‌ها، رفته کجا اون بی وفا» می‌باشد.وی اکنون به همراه همسرش در کشور آلمان زندگی می‌کند.

ترانه های بسیار از ایرج مهدیان سراغ داریم . مانند سلام بر عشق - ستاره - دل بیچاره - مروارید - گل مریم - فانوس - ای دل بسوز - وفا - تنها - زمونه - وسوسه و بی تو اسیرم . و نیز ترانه های بسیار احساسی پسرم - دخترم و ....

اما اینجا ترانه ای از وی میشنویم که بسیار دوست میدارمش . شعرش را، آهنگش را و خوانندگیش را . ترانه جاودان برگ زرد

 


وقتی که برگی رو زمین می افته
حس می کنم گریه بی صداشو
حس می کنم چی می گذره تو قلبش
وقتی می بینه مرگ لحظه هاشو
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عمره گریه کردم
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عمره گریه کردم
وقتی با چشمام می بینم که یک برگ
سیلی بیجا می خوره از تگرگ
پا میذاره خزان به باغ دلم
باز کلاغها سر میدن آواز مرگ
یخ می زنه تو سینه قلب خونم
آخه من از تبار این خزونم
یخ می زنه تو سینه قلب خونم
آخه من از تبار این خزونم
وقتی که پرپر میشه گل تو گلدون
خالیه از کبوترها آسمون
حباب بغضم تو گلو می شکنه
ابر چشمهام دوباره میشه بارون
وقتی که پرپر میشه گل تو گلدون
خالیه از کبوترها آسمون
حباب بغضم تو گلو می شکنه
ابر چشمهام دوباره میشه بارون
کبوتر دلم به فکر کوچه
برای من زندگی سرد و پوچه
وقتی که برگی رو زمین میفته
حس می کنم گریه ی بی صداشو
حس می کنم چی می گذره تو قلبش
وقتی می بینه مرگ لحظه ها شو
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عمره گریه کردم
آخه منم یه برگ خشک و زردم
که بی صدا یه عمره گریه کردم

Flash Animationدانلود http://www.4shared.com/audio/e4p2KZuS/Iraj_Mahdian_-_Barg.html

منبع زندگینامه : ویکیپدیا




وقتی پاییز میرسد . وقتی خزان است . و آنگاه که دلم میخواهد گوش دهم به ترنم ترانه ای ...اولین چیزی که به فکرم میرسد .ترانه جاودان شد خزان است . ترانه ای که سالها در گوشم در انعکاس بوده ولی هرگز بوی کهنگی نگرفته است .

شد خران از خزان و پاییز یک آشنایی میگوید و از غم و حسرت . از بی وفایی ها و عهد شکنی ها . از دلی در خون در فر اق یار . از عمری که در وفا ی به عهد سپری شد و آنگاه تنها نصیبش این بود که چونان اشکی از چشمی فرو ریزد . شد خزان ... خزانی در دل پاییز دل است . این یک ترانه جاودان است و جاودانگیش را مرهون جواد بدیع زاده است که صدایی فراموشی ناپذیر را بر روح و روانمان جاری میکند .

جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه روشن‌اندیشی بود که به سید اناری شهرت داشت. وی فرزندش را نیز غالباً به مجالس وعظ و روضه‌خوانی خود می برد تا با شیوه آوازخوانی مذهبی آشنا شود. بدیع المتکلمین با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسیقی ردیف سنتی و گوشه‌های بی‌شمار آن را از پدر و نیز از دایی خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نیز از واعظان خوش صدای زمان خود بود، فرا گرفت. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد. استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ما به شمار می‌آید. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه پرکنی «هیز مسترزویس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع زاده به عنوان نخستین خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‌های خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع زاده ۲۴ تصنیف ساخت که همه روی صفحه ضبط شده است. او در سال‌های بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ‌های خود افزوده است. از میان آفریده‌های معروف او می‌توان از سرود «ایران، کشور داریوش» و ترانه‌های جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و «خزان عشق» یاد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده است. استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.جواد بدیع زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: 8 ردیف:2 شماره:26) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همهٔ از درخشان‌ترین آثار موسیقایی است.

ترانه شد خزان بر اساس شعربسیار زیبایی از شاعر بزرگ کشورمان رهی معیری ساخته شد . در سال 1313 حاصل یک همکاری بین دو هنرمند بزرگ کشورمان یک ترانه بسیار زیبا شد که اینک میشنویم .

شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو

وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود

عشق و وفا داری با تو چه دآرد سود

آفت خرمن مهر و وفایی

نو گل گلشن جور و جفایی

ازدل سنگت آه

دلم از غم خونین است

روش بختم این است

از جام غم مستم

دشمن می پرستم

تا هستم

تو و مست از می به چمن

چون گل خندان از مستی برگریه من

با دگران در گلشن نوشی می

من ز فراقت ناله کنم تا کی

تو و نی چون ناله کشیدن ها

من و چون گل جامه دریدن ها

ز رقیبان خواری دیدن ها

دلم از غم خون کردی

چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری

برو ای عاری ز وفاداری

بشکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم

که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند

جفا به عاشق تا کی

نمی کنی ای گل یک دم یادم

که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بی تو بود

از غم خون دل من

آه از دل تو

گر چه ز محنت خوارم کردی

با غم و حسرت یارم کردی

عشق تو دارم باز

بکن ای گل با من هر چه توانی ناز

هر چه توانی ناز

کز عشقت می سوزم

Flash Animation

آدرس دانلود http://www.4shared.com/audio/BSISbb3d/JAVAD_BADIAZADEH-shod_khazan_g.html

این یک ترانه



گفتنی ها کم نیست ...من و تو کم گفتیم ...

مثل هذیان دم مرگ ...از آغاز کمی درهم و برهم گفتیم 

دیدنیها کم نیست ...من و تو کم دیدیم ....

 بی سبب از  پاییز ...جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم .....

  آری این سخنان را فرهاد میخواند .

 

فرهاد مهراد  خاطره ی فراموشی ناپذیر نسل ماست . و قتی از او سخن میگوییم ، یاد ترانه های زیبای بسیار می افتیم . گنجشکک اشی مشی – جمعه – برف – مرد خسته – آوار – وحدت و ... و مرد تنها .ترانه ای که برای فیلم رضا موتوری مسعود کیمیایی خوانده  و من  چقدر دوست میدارم این ترانه را .آنقدر که حتی آنرا در فیلمی 25 دقیقه ای که سالها پیش ساخته بودم نیز قرار دادم :

با صدای بیصدا ... مثل یه کوه بلند ..مثل یه خواب کوتاه ....یه مرد بود...... یه مرد .با دستای حقیر ..با چشمای محروم ...با پاهای خسته ... یه مرد بود ..یه مرد . شب ..با تابوت سیاه ...نشست توی چشماش ... خاموش شد ستاره ... افتاد  روی خاک . سایه ش هم نمیموند ...هرگز پشت سرش...غمگین بود و خسته ...تنهای تنها . با لبهای تشنه ...به عکس یه چشمه ..نرسید تا ببینه ...قطره قطره ..قطره آب . در شب بی تپش ...این طرف ..اون طرف ...می افتاد تا بشنود ...صدا...صدا ...صدای پا .


فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در لنگرودگیلان متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که سازی برای او تهیه کنند. با اصرار برادرش یک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست .بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.

پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد. در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند.در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد. تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد. پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد. در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد.پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.

اما در اینجا ترانه دیگری را انتخاب کرده ام برای شنیدن . ترانه ای که یک نوستالژی کامل است . رویای لمس شده دوران کودکیمان . وقتی که من بچه بودم . ترانه ای به غایت زیبا بر گرفته از شعر بسیار زیبای اسماعیل خویی . ترانه ای که برای هر انسان بالغی تاثیر خواهد گذاشت . ترانه ی خاطرات کودکی پرورش یافته در ذهن یک انسان .

در پایین متن کامل این شعر را خواهیم داشت .

وقتی که من بچه بودم

  

  وقتی که من بچه بودم ،

  پرواز یک بادبادک

  می بردت از بام های سحرخیزی پلک

  تا

  نارنجزاران خورشید .

  آه ،

  آن فاصله های کوتاه .

  وقتی که من بچه بودم ،

  خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،

  و اشکهای درشتش

  از پشت آن عینک ذره بینی

  با صوت قرآن می آمیخت .

  وقتی که من بچه بودم ،

  آب و زمین و هوا بیشتر بود ،

  وجیرجیرک

  شب ها

  درمتن موسیقی ماه و خاموشی ژرف

  آواز می خواند .

  وقتی که من بچه بودم ،

  لذت خطی بود

  ازسنگ

  تا زوزه آن سگ پیر و رنجور .

  آه ،

  آن دستهای ستمکار معصوم .

  وقتی که من بچه بودم ،

  می شد ببینی

  آن قمری ناتوان را

  که بالش

  زین سوی قیچی

  باباد می رفت –

  می شد،

  آری

  می شد ببینی ،

  و با غروری به بیرحمی بی ریایی

  تنها بخندی .

  وقتی که من بچه بودم ،

  درهرهزاران و یک شب

  یک قصه بس بود

  تاخواب و بیداری خوابناکت

  سرشار باشد .

  وقتی که من بچه بودم ،

  زورخدا بیشتر بود .

  وقتی که من بچه بودم ،

  برپنجره های لبخند

  اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند ،

  آه ،

  آن روزها گربه های تفکر

  چندین فراوان نبودند .

  وقتی که من بچه بودم ،

  مردم نبودند .

  وقتی که من بچه بودم ،

  غم بود ،

  اما 

  کم بود .

 

  بیستم اردیبهشت ۱۳۴۷ – تهران

  شاعر: اسماعیل خویی

   دانلود : http://www.4shared.com/audio/QwRscv2e/vagti_ke_bache_boodam.html

   منبع زندگینامه : ویکیپدیا  



بنان هر چی خوانده یادگار دلهایمان بوده . از الهه ناز و کاروان و بهار دلکش وای ایران و ترانه مشترکش با خانم مرضیه به نام بوی جوی مولیان گرفته تا همه برنامه های یک شاخه گل و گلهای رنگارنگ. بنان صدایش آن قدر برایمان دلنواز و شیرین است که بتواند ما را در رویاها و خاطراتمان به پرواز درآورد . الهه ناز بنان الهه ناز میلیونها دل ایرانیست .

غلامحسین بنان، (اردیبهشت ۱۲۹۰، تهران - ۸ اسفند ۱۳۶۴، تهران) خواننده ایرانی است که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی‌های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره‌ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده‌اند. از سال ۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت.بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 350 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می‌باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می‌باشد. بنان را می‌توان به حق بزرگترین اجرا کننده آهنگ‌های سبک وزیری-خالقی دانست. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از بهترین اجرا کنندگان آثار صبا و محجوبی محسوب می‌شود. استعداد شگرف او در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است. در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.در این برنامه ها، استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی، و ... با او همکاری داشته‌اند. وی در سال ۱۳۳۶ در اثر یک سانحه رانندگی در جاده کرج یک چشم خود را از دست داد.محل دفن او در امامزاده طاهر (کرج) است.

بنان آوازی دارد به نام من از روز ازل دیوانه بودم که شعرش از رهی معیری است و آهنگش از مرتضی محجوبی و در سه گاه اجرا میشود. من خودم دیوانه ی این آواز هستم .بسیار دوست دارم این ترانه را و در اوجم هنگام گوش دادنش. نمیدانم ...شاید به دلیل ریتم و اجرای بسیارسخت این ترانه است که کمتر خواننده ای برای باز خوانی آن تلاش کرده است اما در اینصورت هم نمیدانم چی کسی خواهد توانست آنرا چون استاد فقید موسیقی ایران اجرا کند ؟ در این مجال ، فقط به تصنیف من از روز ازل دیوانه بودم ، گوش میدهیم . اذت ببریم از این زیبایی ناب .


من از روز ازل، دیوانه بودم

دیوانه روی تو، سرگشته کوی تو

سرخوش از باده ی، مستانه بودم

در عشق و مستی، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موی تو، تار و پود من

بی باده مدهوشم،ساغر نوشم

ز چشمه نوش تو

مستی دهد ما را ، گل رخسارا،

بهار آغوش تو

چو به ما نگری، غم دل ببری،

کز باده نوشین تری

سوزم همچون گل، از سودای دل

دل، رسوای تو، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون، کشیدی مرا،

روزی که دیدی مرا

باز آ که در شام غمم، صبح امیدی مرا،

صبح امیدی مرا

Flash Animation

دانلود : http://www.4shared.com/audio/Z8EOvG-5/ManAzRozeAzal.html?

منبع زندگینامه : ویکیپدیا




 


                   آلبوم کاروان


                ای ساربان ..آهسته ران ...کارام جانم میرود

                وان دل که با خود داشتم ..با دلستانم میرود.

این بیت کم و بیش برای همه آشناست . داغی که هنگام وداع بر دل مینشیند . موسیقی ایرانی سرشار از ترانه و چکامه هایی ست که برای اینگونه وداع کردنها بر لبها جاری گشته .ترانه هایی که بر کاروان و ساربان و کجاوه مینالد و میگرید . در این آلبوم سعی شده گزینشی باشد بر این نوع ترانه ها . ا ز بین ترانه های بسیارزیبا

و شنیدنی تنها 7 ترانه ماندگار و زیبا انتخاب شده . با سلیقه وخاطرات خود من البته . برای هرکدام ازآنها فایلی برای گوش کردن وآدرسی برای دانلود کردن . ترانه زیبای کجاوه با هنرمندی ویگن فقید به صورت اتوماتیک با لود شدن این صفحه اجرا میشود . بقیه را با استفاده از نرم افزار موجود در زیر اسامی آنها میتوانید پس از اتمام ترانه کجاوه به شکل انتخابی و تک تک گوش کنید و لذت ببرید. و برای اینکه صفحه زیاد شلوغ نشود ، تنها متن 3 ترانه بسیار عالی درج شده است .

کجاوه - با صدای ماندگار ویگن

Flash Animation

با نغمه های کاروان ، از راه رسیده ساربان

آزرده دل از دیدنِ ، دروازه و دروازه بان

بنشسته چون نیلوفری ، در یک کجاوه دختری

دل برده او از ساربان ، امّا دلش با دیگری

دلداده در شبِ سفر ، پیاده رفته تا سحر

با دخترک او گفته است ، غوغای دل در هر نظر

که ماه من ! جفا مکن ، مرا ز خود جدا مکن

چو می روی ز کاروان ، مرو ز پیش ساربان

در این سفر

به هر کجا که رو نمود

دو چشم او

به روزن کجاوه بود

کند به دل خدا خدا که چون شوم از او جدا

فردا جدایی می رسد ، آخر به پایان سفر

آن مه ندارد بعد از این با ساربان کاری

 بقیه ترانه ها در ادامه مطلب .......

ادامه مطلب ...


این روزها ، روزهای علی است . آفریده بزرگ . در مورد او چه بگویم که در حد او باشد .

تنها واژه ای که علی را میتواند بستاید ، خود واژه ی علی است وبس .

برای علی شعر و ترانه بسیار سروده و خوانده شده است . و من انتخاب کرده ام آن را که

آوازه خوان ترانه جاودان  زندگی برایش خوانده است . عبدالوهاب شهیدی 

  زندگی به چشم تو جام شرابه .... رنج و عذابه ...

  با این ترانه است که شهیدی جاودان شد .

 اما ما گوش میکنیم ترانه ای را که برای علی خوانده است :

   به ولای علی

  دستگاه : شور (آواز بیات ترک (زند))

  خواننده: عبدالوهاب شهیدی
 
 
  به ولایت حق، به ولای علی
 
  که عیان شده حق، ز لقای علی
 
  به خدای علی، که گدای علی
 
  ز جهان گذرد، به هوای علی
 
  سر و جان جهان، به فدای علی
 
  تو فرشته بام و سرای منی
 
  تو صفاده عشق و وفای منی
 
  تو نمد زن شور و صفای منی
 
  تو بقا، تو دلیل بقای منی
 
  تو فروغ جمال خدای منی
 
  تو نو ا گر هستی ما شده ای
 
  تو دلیل وجود خدا شده ای
 
  عجبا عجبا که چه رها شده ای
 
  تو که معبد عشق و صفای منی
 
  تو فروغ جمال خدای منی
 
  تو موید ختم رسل شده ای
 
  دو جهان شده جزء و توکل شده ای
 
  همه گل، همه نکهت گل شده ای
 
  تو صفا ده باغ و سرای منی
 
  تو فروغ جمال خدای منی
 
  نه ثناگر عزت ذات توام
 
  که چو آینه محو صفات توام
 
  به کرشمه حسن تو، مات توام
 
  تو فزون ز محیط و ثنای منی
 
  تو فروغ جمال خدای منی
 
  به ولایت حق، به ولای علی
 
  که عیان شده حق ز لقای علی
 
  به خدای علی که گدای علی
 
  ز جهان گذرد به هوای علی
 
سر و جان جهان به فدای علی
 
 
دانلود : 

منبع زندگینامه : ویکیپدیا



مرا ببوس .. برای آخرین بار .. خدا تو را نگهدار ... که میروم به سوی سرنوشت .....

بهارما گذشته .... گذشته ها گذشته .... منم به جستجوی سرنوشت ...

اینها متن شعر ترانه ای ست جاودان که کمتر کسی است که نشنیده باشد . خوانندگان

بسیاری آنرا خوانده اند اما حسن گلنرافی با شعری از حیدر رقابی و اهنگی که مجید

وفادار ساخت و پرویز یاحقی انرا با ویلونش نواخت  ، نخستین و بیاد ماندنی ترین اجرا

را از آن خود کرد .

حسن گل‌نراقی (۱۳۰۰ - ۱۳۷۲) خوانندهٔ ایرانی است. که بیشتر به‌خاطر ترانه «مرا ببوس»

معروف است.اودر کوچه آبشار خیابان ری در تهران به‌دنیا آمد. بعد از تحصیلات متوسطه،

به کار پدری خود که خرید و فروش بلور و چینی عتیقه بود پرداخت. او در حرفه عتیقه‌شناسی

مهارت پیدا کرد.گل‌نراقی بیشتر به عنوان یک خواننده معروف است. ترانهٔ «مرا ببوس»، یکی

از دو ترانه‌ای است که خوانده‌است. این ترانه از خاطره‌انگیزترین و پرشنونده‌ترین ترانه‌های

ایرانی بوده‌است. یکی از علت‌های شهرت این ترانه تقارن آن با وقوع کودتای ۲۸ مرداد

۱۳۳۲ است که شعر غم‌انگیز آن را بر سر زبان میلیون‌های ایرانی آزرده از کودتا انداخت .

دلیل دیگر سروده شدن شعر آن به وسیله حیدر رقابی است که از فعالان سیاسی دهه ۱۳۳۰

ایران بود.. این ترانه ابتدا در فیلمی با هنرمندی ژاله علو استفاده شده و سپس به رادیو راه

یافت.گلنراقی در پایان عمر خود، گرفتار بیماری فراموشی آلزایمر و تومور مغزی شد، و

در مهر ماه سال ۱۳۷۲ در تهران درگذشت و در گورستان قدیمی امامزاده طاهر واقع در

مهرشهر کرج به خاک سپرده شد.

مرا ببوس یکی از خاطره انگیز ترین و بیاد ماندنی ترین ترانه های این مرز و بوم است .

اما همه نمیدانند که این ترانه دو بخش دارد  یا اصلا دو ترانه است و آن دومی نامش هست :

 ستاره مرد

ستاره مرد، سپیده‌دم

چو یک فرشته ماهم

 نهاده دیده برهم

میان پرنیان غنوده بود

 به آخرین نگاهش

  نگاه بى‌گناهش 

سرود واپسین سروده بود

 دید که من از این پس دل در راه دیگر دارم

 به راه دیگر، شورى دیگر در سر دارم

ز صبح روشن باید از آن دل بردارم

 که عهد خونین با صبحى روشن تر دارم (آه)

به‌روى او نگاه من

نگاه او، به راه من 

فرشتگان زیبا، به ماتم دل ما

در آسمان هم‌آوا

دختر زیبا، همچون شبنم گل‌ها، با برگ شقایق‌ها

بنشین بر بال باد سحر

دختر زیبا، چشمان سیه بگشا

 با روى بهشت آسا

 بنگر خندانم بار دگر 

 

اینهم  خود ترانه مراببوس که با استفاده از دگمه play میتوانید گوش کنید:

 دانلود ترانه ستاره مرد :  

http://www.4shared.com/audio/E4h7Jqp-/setare_mord_sepide_dam_-_golna.html

دانلود ترانه مرا ببوس  :

   http://www.4shared.com/audio/c7D7-w_K/setare_mord_-_golnaraghi.html

  منبع زندگینامه : دیکیپدیا



 

مه و ستاره درد من میدانند که همچو من پی تو سر گردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو میان اشک من چو گل واشو

چه زیبا ! و چه دلنشین ! هرگز نشد این ترانه را گوش کنم و همزمان زمزمه نکنم .

هر گز نشد این ترانه را گوش کنم و همزمان در رویا فرو نروم .

هرگز نشد این ترانه زخم قلب مرا باز نکند .

هرگز نشد این ترانه را دوست نداشته باشم .

حسین قوامی (فاخته) متولد ۱۲۸۸ خورشیدی، فرزند رضاقلی قوامی و یکی از اولین

خوانندگان دوره جدید موسیقی ایرانی است، او از دوران کودکی به موسیقی علاقمند بودند، حسین

خان اسماعیل زاده ، همان کسی که صبا، مرتضی خان محجوبی، رضا محجوبی، حسین یاحقی و

حسین تهرانی را آموزش داده بود در همسایگی وی بود. هنگامی که حسین خان اسماعیل زاده

صدای حسین قوامی را در سنین 10-12 سالگی شنید از پدر او خواست تا به وی اجازه دهد تا

آموزش آوازی او را عهده دار شود که با مخالفت پدر محمود قوام مواجه شد. در آن زمان با دید

خوبی به موسیقی نگریسته نمی‌شد و دلیل مخالفت پدر حسین قوامی نیز همین بود، از آنجا که

حسین قوامی به خوانندگی علاقه داشت و حسین خان اسماعیل زاده نیز مشوق او بود دلسرد نشد.

وی به آهستگی با گوش گرفتن آثار خوانندگان آن زمان و تقلید از ایشان به تجربه اندوزی پرداخت،

با رسیدن به سن بلوغ محرمانه در نزد عبدالله حجازی آموزش دید، عبدالله حجازی به ردیف‌های

آوازی مسلط بود. در سال ۱۳۲۵ از سوی مستعان رییس رادیو به او پیشنهاد کار در رادیو داده شد،

محمود قوام به دلیل شرایط خانوادگی و مخالفت ایشان این پیشنهاد را به این شرط قبول کرد که در

رادیو به عنوان ناشناس معرفی شود. با همکاری مجید وفادار، حمید وفادار و یاعلی تجویدی آغاز

به کار نمود، پس از مدت شش ماه روح الله خالقی نام مستعار فاخته را برای وی برگزید. او

مجموعا ۲۹ سال از سال۱۳۲۵ تا سال ۱۳۵۴ در رادیو مشغول به کار بوده‌است.

سرگشته . این نام اصلی ترانه است . اما همه جا تو ای پری کجایی ؟ زمزمه میشه .

ساخته همایون خرم و شعری از هوشنگ ابتهاج .

شبـی کـه آواز نـی تــو شنیـدم چــو آهـوی تشنـه پـی تـو دویـدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشـانـه‌ای از نــی و نغمـه نـدیـدم

توای پــری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهـان دری نمی‌گشایی
....................

مـن همه جــا ، پی تـو گشته‌ام از مــه و مهــر ، نشـان گــرفتـه‌ام

بـــوی تــــو را ، ز گـل شنیـده‌ام دامـــن گـــل ، از آن گــرفتـه‌ام

توای پــری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهـان دری نمی‌گشایی
....................

دل مــن ، سـرگشتــة تــوسـت نفســـم ، آغشتـــة تـــوســت

بـه بـاغ رؤیـاهـا ، چـوگلت بـویـم در آب و آئینـه ، چـو مـهــت جـویم

توای پــری کجایی؟

در این شب یلدا ، ز پی‌ات پـویم بـه خواب و بیداری ، سخنت گویم

توای پــری کجایی؟
....................

مــه و ستـاره درد مـن می‌داننـد که همچـو من پـی تـو سرگردانند

شبـی کنــار چشمـه پیـدا شــو میـان اشـک مـن چــو گـل وا شــو

توای پــری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهـان دری نمی‌گشایی

 

منبع زندگینامه : ویکیپدیا

دانلود :

http://www.4shared.com/audio/oso_xSm7/Hosine_Ghavami_-_To_Ey_Pari_Ko.html

 

 




 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

هر بار که میشنوم این شعر آشنای مولانا را با صدای داریوش باز هم برایم تازه است .

باز هم احساساتم را به اوج میبرد . به پرواز ..به آرامش. این یکی ازترانه های آلبوم

رومی است که محصول کار مشترک و بسیار زیبای داریوش ، فرامرز اصلانی و

رامش است . شعرها همه از مولانا و آهنگ ازفرزین فرهادی .

ماییم که گه نهان و گه پیداییم

گه مومن و گه یهود و گه ترساییم

تا این دل ما قالب هر دل گردد

هر روز به صورتی برون می‌آییم

   مولانا همه عشق است . همه راز . همه چشمه ی خورشید. مرا زندگیم داد .

    مرا عاطفه آموخت .

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد

که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است

گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

 

دانلود :

http://www.4shared.com/audio/pajw8Tuu/Gholame_Ghamar.html

 

عشق آموخت به ما .چه پنهان و چه پنهان و چه پ

 




 

وقتی میگم زیباترین ترانه شجریان .حق دارم اینو بگم . از سلیقه خودم میگم . ازاحساساتم .

از آنچه که این ترانه در دل من بر جای میگذارد . شجریان تصنیفها و ترانه های زیبایی

خوانده و می خواند که گاه انسان را در رویایهایش به پرواز وا میدارد ...

اما اشک مهتاب چیز دیگری ست . یک رویای ناب . یک خیال و یک خاطره . آری یک

پرواز به همره دوستاشک مهتاب خاطره انگیزترین ترانه شجریان است.و این البته

مرهون شعر بسیار زیبایی ست که سیاوش کسرایی سروده است .

اشک مهتاب

شعر : سیاوش کسرایی

آهنگ : حسن یوسف زمانی

خواننده : محمدرضا شجریان

اشک مهتاب


 

من آن ابرم که می آیم ز دریا

روانم در به در صحرا به صحرا

نشان کشتزار تشنه ای کو

که بارانم که بارانم سراپا

پرستوی فراری از بهارم

یک امشب میهمان این دیارم

چو ماه از پشت خرمن ها بر اید

به دیدارم بیا چشم انتظارم

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست


به شب فانوس بام تار من بود

گل آبی به گندمزار من بود

اگر با دیگران تابیده امروز

همه دانند روزی یار من بود

نسیم خسته خاطر شکوه آمیز

گلی را می شکوفاند دل آویز

گل سردی گل دوری گل غم

گل صد برگ و ناپیدای پاییز

من و تو ساقه یک ریشه هستیم

نهال نازک یک بیشه هستیم

جدایی مان چه بار آورد ؟ بنگر

شکسته از دم یک تیشه هستیم

سحرگاهی ربودندش به نیرنگ

کمند اندازها از دره تنگ

گوزن کوه ها دردره بی جفت

گدازان سینه می ساید به هر سنگ

سمندم ای سمند آتشین بال

طلایی نعل من ابریشمین یال

چنان رفتی بر این دشت غم آلود

که جز گردت نمی بینم به دنبال

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامان گرفته

دل من در برم بی تابه امشب

غروبه راه دور وقت تنگه

زمین و آسمان خونابه رنگه

بیابان مست زنگ کاروانهاست

عزیزانم چه هنگام درنگه

ز داغ لاله ها خونه دل من

گلستون شهیدونه دل من

نداره ره به آبادی رفیقون

بیابون در بیابونه دل من

از این کشور به آن کشور چه دوره

چه دوره خانه دلبر چه دوره

به دیدار عزیزان فرصتت باد

که وقت دیدن دیگر چه دوره

متابان گیسوان درهمت را

بشوی ای رود دلواپس غمت را

تن از خورشید پر کن ورنه این شب

بیالاید همه پیچ و خمت را


گلی جا در کنار جو گرفته

گلی ماوا سر گیسو گرفته

بهار است و مرا زینت دشت گلپوش

گلی باید که با من خو گرفته

سحر می اید و در دل غمینم

غمین تز آدم روی زمینم

اگر گهواره شب وا کند روز

کجا خسبم که در خوابت ببینم

نه ره پیدا نه چشم رهگشایی

نه سوسوی چراغ آشنایی

گریزی بایدم از دام این شب

نه پای ای دل نه اسب بادپایی

چرا با باغ این بیداد رفته ست ؟

بهاری نغمه ها از یاد رفته ست ؟

چرا ای بلبلان مانده خاموش

امید گل شدن بر باد رفته ست ؟

به خاکستر چه آتش ها که خفته است

چه ها دراین لبان نا شکفته است

منم آن ساحل خاموش سنگین

که توفان در گریبانش نهفته است

نگاهت آسمانم بود و گم شد

دو چشمت سایبانم بود و گم شد

به زیر آسمان در سایه تو

جهان دردیدگانم بود و گم شد

غم دریا دلان رابا که گویم ؟

کجا غمخوار دریا دل بجویم ؟

دلم دریای خون شد در غم دوست

چگونه دل از این دریا بشویم؟

سبد پر کرده از گل دامن دشت

خوشا صبح بهار و دشت و گلگشت

نسیم عطر گیاه کال در کام

به شهر آمد پیامی داد و بگذشت

نسیمم رهروی بی بازگشتم

غبار آلودگی این سرگذشتم

سراپا یاد رنگ و بوی گلها

دریغا گو غریب کوه و دشتم

تو پاییز پریشم کردی ای گل

پریشان ز پیشم کردی ای گل

به شهر عاشقان تنها شدم من

غریب شهر خویشم کردی ای گل

خوشا پر شور پرواز بهاری

میان گله ابر فراری

به کوهستان طنین قهقهی نیست

دریغا کبک های کوهساری

بهارم می شکوفد در نگاهت

پر از گل گشته جان من به راهت

به بام آرزویم لانه دارند

پرستوهای چشمان سیاهت

شبی ای شعله راهی در تنم کن

زبان سرخ در پیراهنم کن

سراپا گر بزن خاکسترم ساز

در این تاریکی اما روشنم کن

منم چنگی غنوده در غم خویش

به لب خاموش و غوغا در دل ریش

غبار آلود یاد بزم و ساقی

گسسته رشته اما نغمه اندیش

شقایق ها کنار سنگ مردند

بلورین آب ها در ره فسردند

شباهنگام خیل کاکلی ها

از این کوه و کمرها لانه بردند

بهار آمد بهار سبزه بر تن

بهار گل به سر گلبن به دامن

مرا که شبنم اشکی نمانده است

چه سازم گر بیاید خانه من ؟

غباری خیمه بر عالم گرفته

زمین و آسمان ماتم گرفته

چه فصل است این که یخبندان دل هاست

چه شهر است این که خاک غم گرفته ؟

به سان چشمه ساری پاک ماندم

نهان در سنگ و در خاشاک ماندم

هوای آسمان ها در دلم بود

دریغا همنشین خاک ماندم

سحرگاهان که این دشت طلاپوش

سراسر می شود آواز و آغوش

به دامان چمن ای غنچه بنشین

بهارم باش با لبهای خاموش

تو بی من تنگ دل من بی تو دل تنگ

جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ

فلک دوری به یاران می پسندد

به خورشیدش بماند داغ این ننگ

پرستوهای شادی پر گرفتند

دل از آبادی ما بر گرفتند

به راه شهرهای آفتابی

زمین سرد پشت سر گرفتند

به گردم گل بهارم چشم مستت

ببینم دور گردن هر دو دستت

من آن مرغم که از بامت پریدم

ندانستم که هستم پای بستت

الا کوهی دلت بی درد بادا

تنورت گرم و آبت سرد بادا

اسیر دست نامردان نمانی

سمندت تیز و یارت مرد بادا

دو تا آهو از این صحرا گذشتند

چه بی آوا چه بی پروا گذشتند

از این صحرای بی حاصل دو آهو

کنار هم ولی تنها گذشتند.

 

دانلود :

http://www.4shared.com/audio/w5S3CvIm/Ashke_Mahtab.html



این وبلاگهای ایرانی هم تماشایی شده ...

سرشارند از درد دلهایی سوار بر ناکامیهای عشقی ... 

سوز دلها ... ناله ها ...آه ها و نفرین ها ...

هر کس که دلدار مرا ..از من جدا کرد ای خدا ...

 خواهم بسوزانی دلش  ... سازی ز دلدارش جدا ..

این دردنامه ای است که  ویگن می خواند و من آنرا انتخاب کرده ام ... 

برای عشاق  ناکام...  سوته دلانی که هر دم از عشق مینالند . 

از بی وفایی ها می گریند و از جدایی ها می خوانند ...

ویگن دِردِریان (۲ آذر ۱۳۰۷ - ۴ آبان ۱۳۸۲) خواننده و هنرپیشهٔ ایرانی در شهر

همدان بدنیا آمد.تحصیلات متوسطه را در سال ۱۳۳۰ (۱۹۵۱ میلادی) تمام کرد.

او که شغل نقشه‌ برداری داشت در ابتدا با خواندن در کافه‌ها محبوب دوستداران موسیقی

مردم‌ پسند پاپ شد. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او

که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو

چهره تازه‌ای در صحنه موسیقی ایران عرضه کرد. نوع موسیقی او که از ملودی‌های

ارمنی و ترکی و گاه اروپایی بهره می‌برد به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب

«سلطان جاز» ایران دادند.او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰

از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود.ویگن با چند تن از خواننده‌های محبوب

دیگر مانند دلکش، پوران و هایده ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده

می‌شود.او در اوایل دهه ۵۰ به آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد . ویگن در روز یکشنبه

۴ آبان ماه سال ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۵ سالگی بر اثر

بیماری سرطان درگذشت.

ویگن در همان سنین کهولت نیز با همان شور و همان صدای جوانیش میخواند.

ترانه های ویگن  همیشه جاودان و زیبا خواهند ماند . ترانه های افسانه ای ...

کوله بار- بارون بارونه -کجاوه - بیقرار - خدانگهدار - سرنوشت - مرغ طوفان

-گیسوی کوتاه و مهتاب و... دهها ترانه بیاد ماندنی دیگر و از جمله دو کبوتر.....

روزی من و تو ای جان ....همچون کبوتر ها

سر مینهادیم باهم ... بر بستر پرها

پر گشاده همره مرغان خوش آواز

گه به کوهستان و گه به صحرا در پرواز

جلوه ی زندگی را در چشم هم میدیدیم

چون به شب میرسیدیم

کنار هم می آرمیدیم .

تا نسیمی می وزید .. آشیانه می لرزید

ما ز  بیم جان خود ....

بر سر هم پر میکشیدیم .

اکنون از هم روگردانیم .

نه من نه تو نمیدانیم

چون شد که آشنا گشتیم

روز دگر جدا گشتیم .

آه .......

هرکس که دلدار مرا  .....از من جدا کرد ای خدا

خواهم بسوزانی دلش  ... سازی ز دلدارش جدا

دانلود :                        

 http://www.4shared.com/audio/3fz41_2Y/Vigen_-_Do_Kabootar.html

      منبع زندگینامه : ویکیپدیا




   1       2    یادداشتهای قدیمی تر>>
www.shereno.com

Pichak go Up